گلزارِ مردی ! ( ابوالقاسم الوندی)


اگر صبرت بوَد بسیار مردی
وگر داری دلی دلدار مردی

خطا دیدی اگر از دیگران و 
صبوری کردی و ایثار مردی

اگر مشتت به جای صورتِ خلق 
زدی بر سقفِ دل ، دیوار مردی

کشیدی عربده ار در سرایت 
زتو آزرده است ،  بیزار  مردی

خساست گر نبودت پیشه ای مرد 
بباری درهم ار ، دینار مردی

اگر چون شمعی و پروانه بسیار 
به دورت حلقه ای از یار مردی

اگر خدمت به مردم پیشه کردی 
ندیدند از تو ار آزار مردی

اگر حق دیدی و ناحق برابر 
به حق کردی بسی اصرار مردی

اگر دل می دهی بر خوبرویی 
نبستی دل به غیر ، اغیار مردی

برای کسب رزقِ اهل و فرزند 
فلق بیرون زدی از دار مردی

وگر شب زنده داری پیشه ی توست 
تعمق می کنی در کار مردی

اگر دست ضعیفان را بگیری 
و گر عزت دهی بر خوار مردی

سخن گر می نیوشی با دل و جان 
زبان را بستی از گفتار مردی

تواضع می کنی گر نزدِ فرزند 
نه یک ، بسیار، بَل صدبار مردی

و گر داری تو همسر در نکویی 
بهار است زندگی ، گلزار مردی

http://aalvandi.blogfa.com/

 

/ 0 نظر / 8 بازدید