انگشت نگاری: پدیده ای شخصی با آثاری عمومی

انگشت نگاری: پدیده ای شخصی با آثاری عمومی


نمیدانم باید بگویم عارضه ای که آن را شخصی سازی می نامم در حال رشد و نفوذ به اندیشه و عمل فرهیختگان جامعه است و یا اصولا باید بگویم هر کس دچار این عارضه شد را نمیتوان فرهیخته و روشنفکر دانست.


اما واقعیت آن است که وضع پیش گفته هم اکنون در متن جامعه ما جاری است. بطوریکه همه مخالفتها و همه موافقت‌ها، با هر چیز کوچک و بزرگ، توسط هر کوتوله و دیلاق، غالبا فقط از یک آبشخور تغذیه میشود: منفعت شخصی‌.


من هم اکنون قصد واکاوی و تحلیل تعاریف، مصادیق، ماهیت و اشکال این پدیده بسیار خطرناک را ندارم، اما، ناگزیزم که بگویم وقتی این عارضه پدیدار میشود علی الاصول حقیقت امور بکلی فراموش شده و امور باطل لباس حق بخود میپوشند، یا به عبارت دیگر لباس حق به باطل پوشانده میشود. از دیدگاه من این خطرناکترین اثر بروز پدیده شخصی سازی است.


در موضوع حاضر، ابتدا شایعه ای به این مضمون منتشر شد که قرار است سازمان ثبت اسناد قلمرو انگشت نگاری را به سران دفاتر اسناد رسمی توسعه دهد.


بفاصله گوتاهی، اعلام شد که اجرای این طرح در چند دفتر آغاز شده است.


مطابق معمول برخی اشخاص بعضاً نقابدار و برخی با نام و عنوان مطالبی را بیان کردند که در بهترین حالت اگر همه گروه اول را سردفتر فرض کنیم، بجای پرداختن به حقوق واقعه و تحلیل درستی یا نادرستی آن صرفا از ظن خود به دفاع از تصمیم مزبور یا حمله به آن پرداختند. 


کسی که به هر دلیل این واقعه به مذاقش خوش امده است با آن موافقت نموده و بالعکس. تا جایی که شخصا به مقتضای وقت و توان جسمی نظرات را می‌دیدم بجز چند نظر بقیه دچار عارضه شخصی سازی بودند.


اما دو کلمه حرف ما که انشاءالله حرف حساب باشد:


انگشت نگاری در حقوق چون تجاوز به تمامیت جسمی فرد است باید در نهایت تضییق اعمال شود و به عقیده من محدود است به امور حیاتی (حرمت حیات طیبه).


یعنی جایی که حرمت تمامیت جسمی انسان دیگر یا جامعه انسانی- بالقوه یا بالفعل - متوقف به انگشت نگاری باشد، جایز است و‌الا فلا.


این جمله نتیجه تحقیقی علمی است که در چارچوب حقوق و شرع مبین اسلام توسط نگارنده انجام شده است.


بعنوان مثال، وقتی که دستگیری متهم با توجه به همه شرایط قانونی و شدت جرم به بازداشت وی منتهی شود، باید آثار انگشتان و در صورت لزوم سایر ممیزات شخصی وی ضبط و نگاهداری شود، چون بالقوه وی عنصری خطرناک برای حیات طیبه جامعه محسوب میشود و البته خودش را عمدا در معرض این وضعیت قرار داده است.


مثال دیگر، دولتی تصمیم می‌گیرد که بنا به مقتضیات امنیت ملی ورود اتباع بیگانه از بعضی یا همه ممالک را در زمانی خاص و بطور محدود موکول به انگشت نگاری در مرز ورودی کند.


آخرین مثال جهت رعایت ایجاز، بازپرسی حکم میکند از کلیه کسانی که در مدت زمان معینی قبل و یا بعد از قتل به محل جنایت قدم گذاشته اند انگشت نگاری بعمل بیاید.


همه موارد جایز است، چون پاسداشت حیات طیبه فرد یا جامعه موقوف به آن است یا دست کم با آن تسهیل می‌شود.


اما، در همه این موارد، انگشت نگاری از کسی که جرمی را عمدا با وصف مذکور مرتکب نشده است یا قصد ورود به قلمرو دولت مزبور را ندارد یا از قصد قبلی خود شاید به همین دلیل انصراف داده است یا انگشت نگاری از متقاضی ویزا در سفارت دولت مقصد در کشور مبدا سفر یا انگشت نگاری از پلیسی که بمقتضای شغل و حرفه اش در محل جنایتی حاضر شده است، جایز نیست.


حقیر در نزد استادان بزرگی تلمذ کرده ام. روزی یکی از ایشان جهت تنظیم سندی به دفتر اینجانب آمدند، فقط خدا میداند حال بنده را در جلسه ثبت سند در موقع انگشت نگاری.


آخر مگر میشود، سردفتری از یک شخص شناخته شده در جامعه بعنوان اینکه ممکن است در آینده معلوم شود خود ایشان نبوده که بدفتر آمده و سند را امضاء کرده اند، انگشت نگاری کند؟ همین واقعیت در مورد همه سران دفاتر که برای تنظیم سندی به دفاتر همکاران خود رجوع میکنند نیز صادق است.


اینکه یک مسئول مملکت استدلال کند که من هم حاضرم موقع ثبت سند از من اثر انگشت بگیرند به این عنوان که آن را که حساب پاک است از محاسبه چه باک است، شاکله استدلال حقوقی نیست، سلیقه ای است که عمومیت ندارد.


مگر نبودند برخی هموطنان ما وقتی که دولت آمریکا برای ورود به ایالت کالیفرنیا اثر انگشت میخواست، از سفر انصراف دادند؟ خود من برای گذراندن دوره حقوق بین الملل عمومی آکادمی لاهه (که اهل فن بخوبی از ارزش و محدودیت پذیرش آن اطلاع دارند)، چون در سال مذکور اعلام شد موقع ورود به قلمرو هلند اثر انگشت لازم است و حتی مصوبه مربوط که به تصویب شورای اروپا رسیده بود را بعنوان مستند ارائه دادند، به همین عنوان اعتراض نموده و از کاندید شدن برای آن دوره انصراف دادم.


یک قسمت حرف من همان موقع که این طرح قرار بود برای عموم متقاضیان ثبت اجرا شود تخییر توام با مسئولیت سردفتر بود. بدین توضیح که سرد


فتر مخیر باشد که عندالاقتضاء و با توجه به شرایط با مسئولیت خود از متقاضی ثبت انگشت نگاری بکند یا نکند.


واقعیت چه شد: هم‌اکنون سردفتر اگر بخواهد اثر انگشت دیگری غیر از اشاره دست راست را بگیرد، باید همانجا توضیح بگذارد!


با توضیحاتی که در نهایت ایجاز فوقا مرقوم شد، موضوع انگشت نگاری از خود سردفتر اوضح واضحات است.


🔺 ضمنا، موقع را مغتنم شمرده از همه مدیران محترم گروههای اینترنتی تقاضا میکنم، با توجه به شرایط حساس فعلی و ویژگیهای خاص و‌حرفه ای گروههای مربوط به دفاتر اسناد رسمی و آثار مطالب منتشره، از عضویت افرادی که مایل نیستند هویت خود را با نام و عنوان تایید شده ذیل نظراتشان افشاء کنند، ممانعت و از اعضای فعلی فاقد نام و عنوان تایید شده سلب عضویت نمایند.


📌 یک کلمه هم خطاب به اعضای هیئت مدیره کانون سردفتران و دفترياران تهران: عجیب است که اغلب وقتی که باید حاضر باشید، غائبید!!! زحمت این مسائل را شما باید بکشید که از بودجه کانون دستمزد میگیرید و پوز میدهید. ماموریت شما پاسداشت چهارستون نظام سردفتری است نه پاسبانی از چارستون صندلی‌های خودتان!


علی .ج





/ 0 نظر / 39 بازدید