12 خرداد مرگ مجازی و 12 تیر نیمه جان شدن ما در پروسه الکترونیکی شدن

یک ماه پیش در چنین روزی مصادف با 12 خرداد 93 سامانه ثبت احوال حکم فوت فرضی و مجازی ما سران دفاتر و 80 میلیون ایرانی را با یک عبارت کوتاه (درقید حیات نمیباشد) اعلام کرد و جمعیتی بزرگ را سرگردان و درگیری لفظی و حتی فیزیکی را در دفاتر اسناد رسمی به عنوان خانه امنای مردم بوجود آورد و خاطره بد آن هیچگاه از اذهانمان پاک نمیشود و دلمان از بی مهریهای مسئولینی که میتوانستند در حمایت از خانواده بزرگ دفاتر اسناد رسمی همتی کنند و اعتراضی بنمایند صاف نمیشود ....

و امروز یک ماه از آن کابوس وحشتناک میگذرد و اینبار نوبت سامان بود که روز 12 تیر را در تاریخ تلخ حرفه کتابت بعنوان "یوم العذاب" رقم بزند .. امروز نیز با یک عبارت کوتاه (عدم ارتباط ) تمام ارتباطات عاطفی و حقوقی و اقتصادی مردم با دفاتر را بهم بریزد و بازهم از حمایت خبری نبود و دریغ از یک هشدار و اعتراض خشک و خالی به متصدیان شرکت ناسامان پرداخت الکترونیکی سامان و یا یک عذرخواهی لفظی از مردم نجیب و خوب ایران ..... بازهم گلی بجمال ریاست کانون که حداقل با مقامات مربوطه تماسی حاصل و مشکل را بصورت جدی پیگیری نمود ... (در اینجا بخوانید)

برایم سخت است باور این همه نامهربانی ... چندسالی است هرچه فکر میکنم و تحلیل مینمایم و به این مغز کوچک بیمقدارم فشار می آورم نمیفهم چرا در قبال این همه تعلل سامانه دار و بانک ملی چرا متولیان امر اسناد رسمی نه تنها شکایت که اعتراضی هم نمیکنند؟ ایا الکترونیکی کردن پرداخت وجوه در دفاتر تا این درجه مهم است که هرنوع خفت و خواری را باید تحمل کرد؟  الکترونیکی کردن پرداختها با چه قیمت ؟ آیا آبرو و حیثیت و اعتبار دفاتر به عنوان کاتبین بالعدل و شان یک نهاد حاکمیتی را میتوان برای رسیدن به هدف ولو مقدس ‘ معامله کرد و به دست کسانی سپرد که بی تفاوت به حقوق مردمند؟ آیا واقعا در این مملکت و با این همه ادعای تکنولوژی و علوم و فنون روز هیچ برنامه ای و هیچ پشتیبانی به روز تر و کارآمدتر نبود؟ اینهمه سامانه و پایگاههای اینترنتی و بانکداری در کشور با سرعتهای مناسب و ضریب اطمینان بالا از کجا تغذیه میشود؟ در تمام ساعات شبانه روز ملت میلیاردها وجوه خود را  به حسابهای مورد نظر خود واریز و جابجا میکنند و حداقل قطعی را دارند چرا باید این نوع وجوه با معضل روبرو باشد؟ چندسال تجربه نشان داد این نرم افزار و این روش و این نحوه پشتیبانی در راستای منافع مردم و دولت و دفاتر نیست که نیست... ولی ادامه این آزمون و خطا چرا؟ نمیدانم و نمیدانیم .... برایم همیشه این سوال مطرح است ایا شخص یا اشخاصی با دقت حساب خزانه را کنترل میکنند؟ ایا اطمینان دارند مبالغ واریزی دقیقا و با حفظ امانت و با سرعتی که مورد نظر سازمان ثبت است به حسابها انتقال می یابد؟ یا همانند حقوق سردفتران وضعیتی نامشخص دارد و علاوه بر تاخیر تا 48 تا 72 ساعت گاهی هم کسر واریز دارد؟ و اگر پیگیری کنند اغلب به نتیجه نمیرسند ... ایکاش مراجع نظارتی یکبار هم قبل از وقوع فاجعه کنترلی بر حقوق دولتی میکردند ..... کاش یکبار هم به درد دل نزدیک به 8000 سردفتر گوش میدادند که از سر صدق است و دلسوزی .... حضرات باید بدانند 7300 دفتر تنها به رقم عددی نیستند که از نظر کیفی کارشناسان و امینان مردمند و هر روز با همین مردم شریفی سرو کار دارند که افتخار دولتمندانمان خدمتگذاریشان به آنان است .....

وقت آن است که به این نابسامانی های سامان و این پروژه ناکارآمد خاتمه داده شود و اگر قادر به اصلاح و رفع آن نیستند روشها را بهبود بخشند و اگر هنوز متصدیان امور دفاتر به سران دفاتر اعتماد ندارند و نگاهشان همچنان ایجاد تکلیف است و رد و بدل شدن وجه نقد را در دفاتر برنمیتابند ... ترتیبی اتخاذ شود تا توسط سایر سامانه های بانکی و اینترنتی  و پوزهای سریع موجود در کشور ‘ دریافتها و واریزها  صورت گیرد و وجوه عمومی بصورت روزانه از طریق مستقیم در بانکها یا آنلاین بانکداریهای الکترونیکی واریز گردد و اسناد مردم گرفتار این سامانه و سوئیچ خزانه نگردد و سران دفاتر هر روز با استرس و دلنگرانی روبرو نباشند .... و زندانیان بخاطر عدم امکان تنظیم سند گرفتار نیایند و مسافران دلهره نرسیدن به مقصد ‘ عذابشان ندهد و یک شب هم که شده سردفتر و دفتریار و کارکنان دفاتر آرام و بدون نگرانی فردایشان سر به بالین بگذارند ...

گرچه میدانم این نوشتار هیچ اثر مثبتی بر این حرفه نخواهد گذاشت ولی احساس میکنم شرعا باید وظیفه خود در انعکاس مشکلات را ادا نمایم ... من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم ... تو خواه پند گیر و خواه ملال .....  کاتب مظلوم

/ 1 نظر / 11 بازدید
سردفتر

سلام میخواستم در وبلاگتون نحوه زدن اجراییه در سیستم توضیحاتی بفرمایید وهمچنین فک رهن فسخ سند و سایر