سردفتر عباس سعیدی

 

شعری از مرحوم آقای عباس سعیدی .

سردفتر اسناد رسمی 113 تهران

به دردی مبتلا گشتم که درمانش نمی دانـــم

چنان افتاده ام از پا ، سر از پایم نمی دانم

تویی مونس ، توئی همدم توئی آرام جان من

به بالینم نشستی و وصالت را نمی دانــم

مرا در کنج تنهائی رهایم کرده ای جـــــــــانا

که پای رفتنم هست و ره مقصد نمی دانم

نه با تدبیر ، به تقدیرم مداوا می کـنم خود را

هوای کودک دل را ز سر کردن نمی دانـــم

شکستم دادی و دل شاد و مغـــــــــــــروری

من مجنون بیچاره طریق رزم نمی دانـــــم

ولی با این همه جور و جفا ای یار دلبــــــندم

به جز مهر و وفا صبر و دعا چاره نمی دانم

 

http://bidaddam.blogfa.com/

/ 0 نظر / 14 بازدید