محضردار

آخرین اخبار در حوزه دفاتر اسناد رسمی - سردفتری -دفتریاری

پلیس کشورم اعجاز کرده
ساعت ٢:٢٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٥/٧/۱٦  کلمات کلیدی:

سروده ای از سرکار خانم صابری

پلیس کشورم اعجاز کرده 
عحب لفظی کنون ابراز کرده 
بدون شرح وبی نظم حقوقی 
مثال غده ایی سر باز کره 
از اول کار وی بود انفعالی
برای عده ایی خود اشتغالی 
ولی امروز پس از ده سال واندی 
شده مهمان غاصب در معالی 
بدون علم وفن وذره ایی شرم
شده قانون شکن با حربه ایی نرم
خدا داند چه کس در پشت پرده 
چنین اب ولجن را میکند گرم 
یقینا شحنه مامور جفا نیست 
رفیق, خنجر زن از پشت وقفا نیست 
ولی شاید شده مامور معذور 
بگویید با پلیس در جنگ صفا نیست 
نمیدانم چرا از کی چنین درد 
شده در نبض قانون  سیل  ولگرد 
مگر قانون مداران خواب نازند 
چرا غافل شدند از دزد شبگرد
خدا داند که این جنگی  گران  است 
کمی غفلت شود درد بی کران  است 
من وما وشما دیگر نداریم 
بهاران , بی گل وباران خزان است 
زمستان در بهار اوردن از چیست 
چنین ساز ونوا از برکت کیست 
چرا دارند سر بی مهر ی وقهر 
خدا داند که سر دفتر گدا نیست 
ولی میداند ومیخواند از دل 
که این دامن زدن در شان ما نیست 
فقط دارد به دل اندیشه وصل 
صدایش بشکنید هرگز روا  نیست 
صدا دارد به پهنای صداقت 
چرا گوش,, شنیدن بر ندا   نیست 
ندا از دل ,بخیزد ,هان ,نی ,ازحلق 
دم و فریاد ما از خلق  جدا نیست 
شنو ای هموطن فریاد مارا
خروشان گرشدیم جز بر شما نیست 
اگر باید شود راهی مهیا 
پلیسی گشتن اسناد دوا نیست 
نوای بی نوایی ثبت اسناد 
وثاقت جز به این ارگان روا نیست 
بود انگشتری سازمان اسناد 
نگینش هست دفاتر نابجا نیست  
چنین انگشتری مهرش  خطیر است 
کتابت در مرامش ناسزا نیست 
اگر غافل شوند قانونمداران 
مثال سرقتی است که با صدا نیست 
شود پرونده ایی مبهم به فردا
که حل وفصل ان بی ماجرا نیست 
تمامش میشود دردی مخرب 
که درمان وطبیبش جز قضا نیست 
چرا دایم بیفزایند به دردها 
مگر دست طبیبان در دوا نیست 
گمانم گشته وارونه حقایق
تو باید هموطن گویی به او ایست 
شده طوفان عصیان در وقایع 
در این طوفان به جز ویرانگری نیست 
بپا خیزید زجا هان ای زن ومرد 
بگویید با پلیس راهت سزا  نیست
کتابت کار هر پر ادعا نیست 
ملل اکنون به پویش در تعالیست 
صعود در مرتبت جز مرحمت نیست 
سزد معنا  شودثبت جهانی 
کتابت ثبت ومحضر بی نوا نیست 
خروشش شخصی و سعیش خطا نیست 
محرر یا که تحریر کذایی 
دلیل اختلاف  ,خوف ورجا ء نیست 
تمام کوشش وسعی دفاتر
به جز احسان ولطف در محتوا   نیست 
چنان سعی وخطا بالا گرفته 
دلیلش هر چه باشد افتر ا نیست 
شده دریا چه طوفانی خدایا
کجاست این ناخدا ؟اینجا  چرا نیست؟
بگویید ناخدارا با درشتی 
چراکشتی به راهش خود کفا   نیست ؟
به هرسو کی دهد؟ سکان کشتی 
چرا ؟چون ماژلانی بین ما نیست ؟ 
نشین بر جا ,توای فرزند ادم 
به  این دریا که دریادار  خدا  نیست 
دراین دریای طوفانی مشوش 
کسی جز ثبت اسناد ناخدا نیست 
خجسته مینویسد زار وانگار 
در این میدان کسی سردار مار نیست 
چرا کردند فراموش اندلیبان 
که گل را طاقت جور وجفا نیست 
بیایید ناخدا را پس بگیریم 
خجسته ;,ناخدا "مامور کس  نیست 
ثبوت و اعتبار ش هم عبث نیست 
بدان ثبت و وثاقت مهر تحکیم 
به جز ,در دست سر دفتر," نفس "نیست