محضردار

آخرین اخبار در حوزه دفاتر اسناد رسمی - سردفتری -دفتریاری

هیس.... سردفتران فریاد نمی زنند- قسمت اول
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/۱۱/۳  کلمات کلیدی:

 

« فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَیْنِکُمْ وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ»

 

شان و جایگاه ومقام شغل سردفتری در ایران بخصوص درچند سال اخیر برخلاف سایر مشاغل حقوقی آن چنان  تنزل یافته است که مجال بررسی همه جانبه ای را می طلبد . در سالیان نه چندان دورجایگاه کتابت ودفاتر اسناد رسمی از  مقام وجایگاه بالایی همچون فرمانداران و نماینده گان مجلس و ....دراذهان جامعه برخوردار بود ولی هم اکنون در کدامین جایگاه قرار داریم؟
اگرچه قسمتی از این وضعیت نامناسب به نحوه عملکرد برخی  سردفترنما ها  بر میگردد که با همکاری ومیدان دادن به بعضی دلالان خودرو ومشاوران  املاک  وانجام امور ی خارج از شان کتابت جایگاه همه همکاران را زیر سوال برده اند و باعث به وجود آمدن  نابسامانی ونزول جایگاه فعلی  شده است   لیکن کانون سردفتران نیز که متولی اصلی و قانونی نظارت بر عملکرد و زدودن مفاسد و حمایت ازحقوق صنفی این قشر بزرگ می باشد در شرایط موجود و دامن زده شدن به وجهه مخدوش این صنف سهم بزرگی دارد .گاها ودرمواردی با  ترجیح دادن  منافع شخصی بر اعتبار ومنافع جمعی  آنقدر عملکرد ضعیفی داشته  که یکی از دلایل افت  جایگاه و شان فعلی  این صنف دراذهان  عمومی می باشد .
عملکرد غیررضایت بخش کمیسیون  تقسیم اسناد مرکز  (تهران) و اقدامات هیات مدیره کانون در این زمینه مدت زیادی است دغدغه همگانی شده است. بررسی مساله عملکرد این کمیسیون که ظاهرا به طور مرتب جلسه های آن برگزار می شود ولی ناکام و ناموفق است و بدون نتیجه  استمرار حرکت دارد، تقسیم ناعادلانه اسناد بانکهای دولتی و خصوصی در بین دفاتر خاص و وجود رانت و فساد و انحصار در سراسر کشور  که با منفعت خاص و بسیار بزرگ اقلیت خاص رانت و نورچشمی، موجب بدنامی تمامی سردفتران و این صنف شده است مساله ای است که مدتهاست ذهن اعضای شریف این صنف را به خود مشغول کرده و اندیشیدن راهکاری در این زمینه را ضروری کرده است  و البته و صدالبته تخلف و رانت و رابطه اقلیت خاص، اسباب شرمندگی و ناتوانی عام برای دفاع از حقوق حقه شان شده است.
اصل سوال  : کمیسیون تقسیم اسناد تهران که مبدا و سکاندار  مسولیت در این خصوص  است تاکنون چه عملکردی در توزیع عادلانه اسناد در تهران و هدایت این امر برای سایر کمیسیونهای تقسیم اسناد کشور داشته  ، چه عملکردی جز تجمیع آمار (که در سیستم جدید با یک کلیک قابل انجام است) و جلسات هفتگی و ناهار و میوه دورهم دارد؟

انتشار و بزرگ نمایی آمار برای توجیه عملکرد و این همه نارضایتی جمعی؟
آیا توانسته  قدمی در مسیر تقسیم عادلانه اسناد بردارد؟ و به عنوان مدیران (بعضا مادام العمر!!! و دلسوز و باتجربه ی مورد ادعا) راهکارهای موثر ی داشته باشند تا وفق معمول ، نسخه و الگوی  خود را به کانونها و جوامع سایر استانها هم منتقل و تجویز و  آنها را موظف به الگو برداری این  شیوه   نمایندو متقابلا از انها گزارش عملکرد بخواهند و به عبارتی دیگر پرچمدار خوبی جهت ارایه ان الگو  جهت اجرا در سراسر کشور بوده اند ؟
 یا در کار خویش هم مانده و استانهایی بعضا با تلاش و دلسوزیهای فردی اعضای کانونهای خود اقداماتی به انجام رسانده و موفقیتهایی در برخی استانها داشته اند؟

 آیا کانون به نیابت از موکلان در رنج و مشقت خود، چند بار نامه تشریح شرایط و تنگناهای موجود نوشته وبه کدام مراجع و ارکان دقیقا ارایه کرده و درخواست بکدام مرجع قضایی مافوق ارایه  کرده و پیگیری مصرانه از مراجع قانونی برای حمایت از اجرایی شدن تقسیم اسناد با الزام بانکهاداشته (ولو از طریق استدلال و بر اساس قوانین مصرح سلامت اداری) و  اگر اقدامی شده چرا مستندا منتشر نمی شود؟

در جستجوی پاسخ،متاسفانه با پاسخهای تکراری و توجیه دلیل  هایی همیشگی برمی خوریم که در آستانه انتخابات هر دوره تکرار می شود 

این پاسخهای تکراری که با محتوای :
ضعف بند قانونی موجود،  ما همین مقدار فعالیت که کرده ایم فارغ از وظیفه قانونی بوده و   بیشتر از تکلیف آنها بوده  و خلاء قانونی داریم و قانون موجود باید بهترشود.  
وعده های قریب الوقوع و تکراری که هردوره انتخابات گفته میشودکه  مذاکرات کافی در همین چند روز گذشته با هیات دولت کردیم و خبر از آیین نامه ی برای حل این مشکل می دهند که، به زودی تصویب و ابلاغ می شود اما تا انتخابات بعدی و تکرار این خبر هیچ خبری نمیشود.

درحالیکه تصمیمات کانون مرکز تاثیر گذار در  سرنوشت تک تک اعضای صنف در سراسر کشوربوده  واعضای کانون بایستی حافظ و امین منافع این صنف بزرگ در سراسر کشور  باشند و چنانچه عملکردی  غیر از این مشاهده گردد   این نشانه کوتاهی و غفلت سردفتران و دفتر یاران دربحث انتخابات کانون می باشد

 

ادامه دارد....


 
بیمه سردفتری
ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/۱٠/۱٩  کلمات کلیدی:


اگر گشتی تو ناخوش  یا که بیمار

رَوَد از جیب و دخلت پولِ بسیار

تهی  گر هست دستت از زر و سیم

بزن آن نسخه را بر طاقِ دیوار

حَکیمَت را بگو تا جایِ دارو

مرض ها را کُنَد با وِرد، تیمار

نزن حرفی ز عینک یا که سمعک

شدی گر کور و کر از شغل و از کار

اگر دندان شکست و گشت فاسد

شود اوضاع و احوالت بسی زار

سر وکارت اگر افتد به  جراح

نشاید تا کنی این بیمه معیار

بخر دارو ، بده ویزیت اول

بدو پس بعد آن دنبال دینار

نمی دانم چه رسم است و طلسم است

که خلقی بیمه شد بی رنج و آزار

نشد تبعیض و ظلمی بین افراد

اجیر و خانه دار و فردِ بازار

ولی در گِل بماند این زورَقِ ما

بشد در بحرِ نادانان  گرفتار

شدم حیران چه گردد درصد و سهم

که می گیری زما ای  گاوِ پروار

خودت دانی ندارم کفشِ آهن

مکرر نزدت آیم بهرِ اصرار

نویسم یا که هر دَم نامه یا خط

کنم عجز و بگویم قصه هربار

به هم زد حالِ من این خُلق و خُویَت

سیه رو  هستی و در دیده ام تار

ابوالقاسم الوندی


 
دفتر چه بیمه
ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/۱٠/۱٩  کلمات کلیدی:


 
تقسیم اسناد 2
ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/۱٠/۱٩  کلمات کلیدی:
باسمه تعالی 
ریاست محترم سازمان ثبت اسناد و املاک کشور
مدیر توانمند و اصلاحگر جناب آقای دکتر تویسرکانی(دامت توفیقاته)
سلام علیکم؛
احتراما، نظر به ضرورت سلامت اداری ،برابری فرصتها و امکانات و رفع نابرابریها و لزوم فراهم شدن بستر فعالیت امور حاکمیتی محول شده به دفاتر اسنادرسمی در فضایی به دور از هیاهوی رقابت منفی در کسب اسناد و درآمد بیشتر ،بازاریابی ها و تبلیغات شنیع و دور از شوون شغلی و  احتراز از رقابت فاسد و رابطه محور که حاکمیت عدالت، امانت و دقت را فرو می کاهد و به طور غیرقابل انکار بر اعتبار و جایگاه سندرسمی ،سازمان محترم ثبت و قوه قضائیه خدشه وارد می آورد و نظر به وجود شرایط تلخ و غیرقابل باوری که در این زمینه از انحصارگری و رانتخواری برتعدادی از دفاتر اسناد رسمی حاکم گردیده است و عرصه را بر دفاتری که فارغ از روابط  با مدیران بانکها و مدیریت مناطق و شعب بانکی هستند مضیق نموده است و نگاهی بر اسناد تنظیمی بانکی دفاتر سراسر کشور حاکی از شرایط غیرقابل توجیه و تاسف بار حاکم بر این فضاست و سرشار از مواردی قبیح و غیرقابل عنوان فیمابین بسیاری از دفاتر و شعب بانکها در روند ارسال و اعزام اسناد انبوه و بعضا با درآمد کلان به دفاتر خاص است و توالی فاسد متعددی را متوجه  اعتبار سند رسمی و فضای سلامت اداری ، خدشه به  جایگاه سازمان متبوع و قوه قضائیه نموده است و با توجه به شناختی که از رویکرد اصلاح مدار شما در روند امور ثبتی و قضایی و حسن نظر جنابعالی در توسعه ی عدالت و سلامت اداری و اقتصادی داریم از این رو بدینوسیله درخواست جمعی از سردفتران و دفتریاران سراسر کشور را مبنی بر تسریع و جریان یابی توزیع عادلانه اسناد و فعال سازی نظارت این سامانه بر توزیع صحیح اسناد تنظیمی در دفاتر اسناد رسمی سراسر کشوربا استفاده از امکانات سامانه ی ثبت آنی که حقا گام موثری در تغییر فضای حاکم بر ثبت اسناد و باقیات صالحاتی از ثمره ی تلاش شایان تقدیر شما و تیم مدیریتی همراهتان در این عرصه و ماندگار و یادگار بر صفحه ی تاریخ ثبت سند رسمی کشور بوده است ،  تقدیمتان می نماییم.
بدیهی است ناتوانی کمیسیون های تقسیم اسناد و کانون ها و جوامع سردفتران و دفتریاران در سراسر کشور در مدیریت این موضوع مستمرا در حال تنش زایی و آسیب افزایی در این حوزه فیمابین دفاتر اسناد رسمی، بانکها و مردم و نهایتا ضرر و خدشه پذیر شدن عرصه ی متقن سند رسمی می باشد. لایه های تبعیض فاحش و ایجاد اختلاف طبقاتی بلاوجه بین دفاتر اسناد رسمی، بر اساس میزان روابط بعضا زننده و فاسد و تعاملات ناروا با مدیران بانکها و بعضا مراجع عامله ی توزیع  اسناد، که خود بر دیدگاه افکارعمومی نسبت به عملکرد دفاتر اسناد رسمی،و تبعا سازمان ثبت  اثر گذارده و موجب ترویج ظن و گمانهای سوء در این عرصه گردیده است و از سوی دیگر مقدمات برهم خوردن نظم عمومی حاکم بر دفاتر اسناد رسمی و حاکمیت رانت و رابطه و تمامت خواهی را فراهم نموده و نیز بیم لطمه به سلامت اداری و رقابت صحیح در خدمت که از تاکیدات سند چشم انداز، قانون برنامه ی پنجم توسعه و قوانین و مقرراتی که مستند ایجاد سامانه ی ثبت آنی نیز بوده است می رود ،خواهشمند است دستور فرمایید اولا ضمن بررسی دقیق و علمی، تدبیری در خصوص برداشته شدن گامی عدالت محورانه و تضمین گر سلامت اداری دفاتر و رخت بربستن حاکمیت نگاه صرفا اقتصادی به این حوزه اندیشیده شود. ثانیا به تخلفات رخ داده ی آن قسم از ارکانی که در این خصوص مسولیت داشته و دارند رسیدگی و علت و یا علل چنین نابسامانی در این صنف کشف و مرتفع گردد.
در پایان با توجه به وعده های معهوده ی کانون سردفتران و معاونت محترم فناوری اطلاعات قوه قضاییه مبنی بر توزیع دفاتر خدمات قضایی بین دفاتر اسناد رسمی که گامی در راستای توزیع خدمات مربوطه با تاکید بر تخصص افراد ذیصلاح حاضر در این حرفه بود و ضمن گستردگی و سهولت دسترسی مردم به خدمات قضائی مربوطه و تکریم ارباب رجوع بدون تحمیل هرگونه بار مالی و اداری جدید، گامی در راستای افزایش صلاحیت دفاتر و تحقق عدالت در برخوداری از درآمد حاصله به شمار می آمد ،اما در مقام عمل منحصر به دفاتر خاص و معدود گردید از آن مرجع صالح عادل خواهشمندیم این مساله را نیز پیش از پایان دوره ی تصدی مدیریت پرفروغ خود بر سازمان ثبت اسناد کشور که  آنرا از نهادی پیر و خسته به جوانی پویا و به روز تبدیل نموده اید در دستور اقدام قرار داده و در این عرصه نیز باقیات صالحات دیگری در راستای توزیع عادلانه فرصتها در دوران مدیریت خود بیافزایید. انشالله.
با سپاس و احترام.
جمعی از سردفتران و دفتریاران دفاتر اسناد رسمی کشور.


 
اوج بی‌اخلاقی و بی‌تقوایی سیاسی
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٤/۱٠/۱۳  کلمات کلیدی:

 


آخرین نکته این است که وقتی ۳۷ سال پیش انقلاب شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خیلی از افراد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ معتقد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که مد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ل نظام اسلامی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر جمهوری اسلامی به‌پا می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌؛‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌موکراسی‌های غربی و یا نظام‌های شرقی نیست این نظام سیاسی پر از اخلاق و کرامت انسانی است.

توهینی که هفته نامه «یالثارات»  (حسین(ع) را حذف کرد‌‌‌‌م) به معاون امور زنان و خانواد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اشته اوج بی‌اخلاقی و بی‌تقوایی سیاسی است که ما شاهد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آن هستیم.

 وقتی جریاناتی وابسته به قد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رت و حکومت این گونه به خود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شان اجازه می‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که به د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یگران توهین کنند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و به یک مسئولی که بر اساس تصاویر منتشر شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه از او، یکی از کامل‌ترین حجاب‌ها را د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر سخنرانی‌ها و رفتارهای ایشان، یکی از محجوب‌ترین و پاک‌ترین وشایسته‌ترین و اخلاقی‌ترین رفتارهای ممکن را می‌بینیم، الفاظ ناشایست نسبت د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، چیزی جز سقوط اخلاق د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر میان جریان تند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رو را نمی‌توان د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ریافت کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.  وقتی جریانات وابسته به قد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رت به خود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شان اجازه می‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که به فرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی این گونه توهین کنند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آن هم فرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی که رفتار‌هایش د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر طول این د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌و سال برگرفته از اسلام ناب بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه است، این نشان د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه غایت بی‌اخلاقی و بی‌تقوایی سیاسی از یک سو و از سوی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یگر نشان از ضعف د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ستگاه‌های نظارتی بر مطبوعات است که جریانات وابسته به حکومت و باند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های قد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رت هیچ نگرانی و ترسی از آنان  ند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.  بند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه به عنوان یک استاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌انشگاه وقتی نامه سرگشاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه و یاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اشت می‌نویسم بار‌ها بالا و پایین می‌کنم تا مباد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ا قوه قضاییه مکد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ یا اعلام جرم کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ولی من یقین د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارم بسیاری از رسانه‌های جریان تند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رو اعم از رسانه‌های فضای مجازی، هفته نامه و روزنامه تنها مسئله‌ای که د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر نگارش‌شان وجود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌غد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌غه است، آن قد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر احساس قد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رت می‌کنند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که عملا هر چه که  بخواهند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌نویسند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و به هر کسی توهین می‌کنند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه صاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ق زیباکلام به اند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ازه وزن نویسند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه یالثارات مطلب به صورت مصاحبه، سخنرانی و یاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اشت د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارم اما یک توهین و اساعه اد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ب پید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ا نمی‌کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ حتی به افراد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی که به من د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شنام د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه‌اند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ البته بخشی از آن به این د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌لیل است که حتی اگر قوه قضاییه به من تضمین د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که می‌توانستم به هر فرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی به هرروشی صحبت کنم باز هم به خود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌م اجازه نمی‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌م که به فرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی مانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خانم مولاورد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی توهین کنم. بخش د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یگر به د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌لیل د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌غد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌غه‌ای است که از قوه قضاییه د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارم،  آیا واقعا مطبوعات وابسته به حکومت مانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ سایر رسانه‌ها، د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌غد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌غه‌هایی مانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ توقیف و یا اعلام جرم د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و یا اینکه آن‌ها به راحتی هر اتهامی را به د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یگران نسبت می‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌؟ این مسئله چه چیزی را نشان می‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. بی‌قانونی تنها این نیست که چراغ قرمزی را رد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ کنیم و یا رشوه‌ای پرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اخت شود‌‌‌‌.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ وقتی نشریه‌ای وابسته به قد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رت با عبور از حیطه قانون، ‌ توهین می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ چطور می‌توان از مرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌م توقع د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اشت که به قانون احترام بگذارند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. گویا صاحبان قد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رت تنها مسئله‌ای که برایشان اهمیتی ند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ رعایت قانون و چارچوب‌های قانونی است.  آخرین نکته این است که وقتی ۳۷ سال پیش انقلاب شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خیلی از افراد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ معتقد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که مد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ل نظام اسلامی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر جمهوری اسلامی به‌پا می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌؛‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌موکراسی‌های غربی و یا نظام‌های شرقی نیست این نظام سیاسی پر از اخلاق و کرامت انسانی است.  نظام‌های غربی و شرقی ماکیاولی هستند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. هد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ف برای آن‌ها وسیله را توجیه می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بنابراین رجال غربی و سیاسیون آن‌ها اخلاق را مانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آب خورد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن زیر پا می‌گذارند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌لم می‌خواهد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ از این افراد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بپرسم که بینی و بین ا... ما ماکیاولی‌تر رفتار می‌کنیم یا نهاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های وابسته به قد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رت د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر کشورهای غربی؟ آیا ما به انسان‌ها راحت‌تر توهین می‌کنیم یا مطبوعات غربی؟ فکر نمی‌کنم کار د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شواری نباشد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اگر بخواهیم میزان اخلاق سیاسی و رسانه‌ای را میان رسانه‌های وابسته به قد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رت د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر ایران و کشورهای غربی بسنجیم. و چقد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوار است اگر بفهمیم که نتیجه آن‌همه تلاش، آن‌همه شهید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و آن‌همه رشاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ت د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر صد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌را انقلاب برای برپایی اخلاق د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر جامعه، به اند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ک شکستی برای جریان تند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رو، ‌ بر باد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌رود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

 

یادداشتی از دکتر زیباکلام درباره توهین به مولاوردی


منبع: قانون

 
روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد
ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی:

روزی ما دوباره کبوتر هایمان را پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت .

روزی که کمترین سرود

بوسه است

و هر انسان

برای هر انسان

برادری است

روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند

قفل

افسانه یی ست

وقلب

برای زندگی بس است .

روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است

تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی.

روزی که آهنگ هر حرف

زندگی ست

تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست و جوی قافیه نبرم.

روزی که هر لب ترانه یی ست

تا کمترین سرود ، بوسه باشد .

روزی که تو بیایی برای همیشه بیایی

و مهربانی با زیبایی یکسان شود .

روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم . . .

و من آن روز را انتظار می کشم

حتی روزی که دیگر نباشم

 

 

 احمد شاملو


 
درد دل یه همکار -3
ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی:

با سلام و شب به خیر قرار نبود که در مورد ششم دی و جشن و سرور بر پا کردن انتقادی بکنم ولی گویا نمی شود لذا مطالب زیر را می نویسم در چند سال اخیر به همت اساتیدی از صنف زحمت کش روز شش دی به عنوان روز سند رسمی و یا سردفتر و یا روز ثبت نامگذاری شده بود و در دو سال قبل سازمان ثبت و ادارات تابعه خود پیش قدم شده و اقداماتی جهت بزرگداشت این روز انجام دادند و این اقدامات شامل تبریک شفاهی و یا پیامکی به سردفتران و تشکیل جلساتی در ادارات کل و یا ادارات ثبت شهرستان و نیز دیدار با فرماندار ها و یا استاندار ها و روسای دادگستری و یا مدیران کل دادگستری استانهای مختلف بوده است که به نوعی اعلام وجودی از طرف دفاتر به همراهی ادرات ثبت محل بوده است که گویا امسال ابتکار عمل را خود کانون سردفتران به دست گرفت و خواستار برگزاری جشن و سرور و پایکوبی به مناسبت این روز در تهران و مراکز استان و شهرستان ها شده است که این جشن ها در مرکز ایران با هزینه میلیاردی برگزار شده و در دورترین نقطه نیز به هزینه یکصد الی دویست و یا سیصد هزار تومان برگزار شده است حال که این جشن ها به خوبی و خوشی پایان پذیرفته سوالات بی جواب خود را به شرح زیر اعلام می دارم شاید مسولی به خود زحمت داده و به سوالات این بنده حقیر جواب دهد 1- جشن و پایکوبی شش دی چه چیزی را اثبات کرده است با وجود اینکه هنوز این روز در تقویم رسمی به ثبت نرسیده است و هیچ مقام از  دولت و یا مجلس و یا قوه قضاییه آن را به رسمیت نمی شناسد آیا برگزاری جشن و پایکوبی کاری عاقلانه ومنطقی می باشد و آیا دور هم جمع شدن و کف زدن نیز حقی را برای ما اثبات می کند و باعث می شود که مقامات و مسولین مملکتی نگاهی به ما بیاندازند و یک روز را به نام ما نامگذاری کنند 2- مسولین کانون مرکز هر بار از کسری بودجه می نالند و اعلام می کنند که توانایی بیمه کردن اعضای کانون را در نزد یک سازمان بیمه گر معتبر ندارند و اکثر سردفتران و دفتریاران در سراسر کشور فاقد هر گونه بیمه درمانی می باشند با این حال کانون مرکز و کانون های استانهای در مجلل ترین هتل ها و تالارها و برج میلاد مراسم جشن و پایکوبی راه اندازی می کنند چطور برای بیمه کردن اعضا بودجه کافی ندارید ولی برای برگزاری جشن های میلیاردی بودجه دارید و از طرفی آیا بیمه درمانی سردفتران و دفتریاران در سراسر کشور مهم است و یا برگزاری جشن و سرور 3- برگزاری جشن و مراسم برای روزی که در هیچ جایی ثبت نشده نگاه منفی مسولین مملکتی را به طرف ما می اندازد و به جای اینکه سعی و تلاشی از طرف مسولین در جهت حمایت از این صنف و این حرفه و شغل باشد دیدگاها را منفی کرده و هیچ گونه حمایتی از طرف مسولیین مملکتی به عمل نخواهد آمد آیا برگزاری این جشن ها به جای به دست آوردن نگاه مثبت و حمایت مسولین مملکتی نگاها را منفی و نیز همان حمایت های ناچیز را نیز حذف نخواهد کرد

درد دل یک همکار -


 
ادب مرد به ز دولت اوست ؟
ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی:

ای جوان از دل و جان خیز به شوق و هیجان گوش بده پند مرا پند چنان قند مرا گفته چون کوه دماوند مرا زانکه بود محکم و پاینده دلت خواهد اگر پیش همه محرم و محبوب شوی آدم محجوب شوی خوبتر از خوب شوی بایدت البته که حرمت بگذاری به تمام فضلا و علما و ادبا و حکما و شعرا جمله چه آنها که برفتند و چه آنها که بماندند و کنون مصدر کارند که بر ماست بسی حرمتشان در همه جا واجب و لازم هم از این شیوه مطلوب نه تنها همه را شاد کنی خانه علم و ادب آباد کنی بلکه ز خود راضی و خوشنود کنی در همه احوال خدا را .

آن شنیدم که یکی شاعر مغرور ز آداب و ادب دور به خود خواهی بی جای خودش خرم و مسرور به هر محفل و هر مجلس و هر جا که نشستی سخن از منقبت و معرفت و منزلت و دانش نا داشته خویش همی گفت که من نادره دور زمانم به یقین بهتر و بر تر ز همه پیر و جوانم به هنر هم به سخن نابغه اهل جهانم همه جا پر شده از نام و نشانم به نبرد سخن و شعر چنان شیر ژیانم به صف علم جلو از همگانم نگذارم که کسی پیش بیفتد زمن البته که این کار توانم عجب از شعر تر و به به از این طبع روانم که نه قا آنی و خاقانی و آن ایرج و آن رودکی و انوری و صائب و خیام که بالا تر از آن حافظ و فردوسی و سعدی همه در خدمت من شاعرکی بیش نباشند و ندارند مقامی به سراپرده من چون همه شاگرد من و ینده من بوده و هستند .کجا شعر من و شعر فلان شاعر شیرازی و تهرانی و اهوازی و سمنانی و رشتی همدانی تو که دانی ز کران تا به کران نیست مرا هیج هماورد و رقیبی نه چو من هست ادیبی که کند سینه سپر .زانکه منم قافله سالار سخن حال بیایید و ببینید همه دفتر اشعار و چنین طبع گهر بار و غزلهای پسندیده سازنده ارزنده ما را .

بس که او کرد ستایش ز خود و بر دگران خاصه بزرگان سخن کرد اهانت همه از وی ببریدند از او سخت رمیدند دگر هیجکس او را نپذیرفت به هر محفل و مجلس  ننمودند از او یاد به جز این که بگفتند فلان ابن فلان هست یکی مرد هجا گو ی عجیب متکبر که در او نیست به جز نخوت و خود خواهی از این رو همگان قطع نمودند ز وی رابطه گفتند برو حال به منزل تک و تنها بنشین آنچه دلت خواست بگو بد به بزرگان ز خودت نیز بکن یک سره تعریف ولی خانه ما مجلس ما جای تو و صحنه خود خواهی تو نیست پس آنگاه براندند ز خود آن علف هرزه بد سیرت پر نخوت نا بخرد بی شرم و حیا را . 


 
بدون شرح
ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/۱٠/۱٢  کلمات کلیدی:

 

محسن ایزدی


 
درد دل یک همکار - 2
ساعت ۱٠:٠۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٤/۱٠/۸  کلمات کلیدی:
 
.ما کم کم بامشکلی بنام ازدست رفتن صلاحیت روبروهستیم . تشکیل مراجعی مثل دفاتر پیشخوان یا هرنام دیگری ٬ امکان انجام  الکترونیک وقابل اعتماد  بسیاری از خدمات را در مراکزی غیر از دفاتر اسناد فراهم آورده است یعنی مراکزی توسط دولت و بخش های عمومی تاسیس می شود که هم صلاحیت ذاتی اصلی وهم خدمات انحصاری ماراتهدید می کند  .صرف نظر از نقل وانتقال تلفن و موبایل
خودرو که داستان دراز دامنش به همه عالم سمر شد ٬امروزه بسیاری از نهادهای عمومی ودولتی مثل شهرداری دفاتر   خدمات  ایجاد کرده اند که اموری بیش از صلاحیت های سنتی خود ودفاتر اسنادرا انجام میدهند.اخذتعهد٬نقل وانتقال امتیازات ٬گواهی امضا..
  آن لاین شدن خدمات  ضریب امنیت مکاتبات و معاملات رابالابرده
قانون تجارت الکترونیک هم که در پاره ای موارد اسناد دیجیتالی را رسمی می داند .
وانگهی٬ دید اقتصاددولتی و عمومی بین المللی در پی کاهش هزینه سبد خانواده است. بانک جهانی ٬ اسنادرسمی را رفته رفته ازهزینه های غیر ضروری دارای جایگزین اعلام کرده .
براستی ایا جایگاه دفاتر به خطر نیافتاده است ?
باید نهضتی ایجاد کرد
ودرپی ایجاد صلاحیت انحصاری دیجیتالی بود .ما به زودی به دفاتر پیشخوان ثبت برای انتقال ملک تبدیل می شویم.ازسوی دیگر اسناد لازم الاجرای غیر رسمی روبه تزاید است .بجز اسناد بانکی وداوری بورس درقانون اخیر بیمه برخی ازاسناد وتضمینات بیمه لازم الاجرااعلام شده .این شروع رویکرد جدید قانونگزار می تواندتلقی شود
امروزه یک دید پنهانی وجود دارد که اصولا براین اعتقاد است که دوران کاغذ به پایان رسیده مهر وامضای
سردفتر زمانی قابل استنادو انحصاری بود که اصالت نوشته ها احراز نمیشد و مهر سردفتر نشان واقعی و اصالت نوشته بو د.
امروزه وقتی یایک توکن هویت و اظهارشما برای یک طرف خارج از کشور  در لحظه٬ قابل دریافت و استناداست چه نیا زی به کاغذ وشخصی که اصالت نوشته روی کاغذ را تایید کند?  دیگر زمان اینکه عصرها در کنج باغی بنشینیم ودر مکالمات حضوری و تلفنی و مجازی از آمار اسناد همکار و خلاف کردنهای او سخن بگوئیم و به حسابمان تحریر برود گذشته .
واکنش به اموری مانند  تقسیم اسناد نشان عدم توجه همکاران به معضلات واقعی  دفاتر است . قوه قضائیه هم به ما بی اعتناست آنکه باید پشتیبان ما باشد
دفاتر خدمات الکترونیک قضایی باید به همه دفاتر اسناد داده می شد
امور غیر ترافعی و بسیاری از امورحسبی و حتی بسیاری از صلاحیتهای شورای حل اختلاف
می توانست به دفاتر واگذار شود باضریب اطمینان بالا وهزینه کم
۰کانونها وقوه قضابیه می توانند در برنامه ای مناسب ارجاع داوری رابه دفاترنهادینه یا اجباری کنند.
براستی ازدید همکاران چشم انداز آینده دفاتر چیست ؟آیا این اتوبان بی پیچ وخمی که الان در آن حرکت می کنیم بی انتهاست ؟
درد دل یک همکار

 
درد دل یک همکار
ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٤/۱٠/۸  کلمات کلیدی:
 
باسلام وعرض ادب محضرمبارک تمام اساتید بزرگوارخودم

بحث تقسیم اسناد یاسایرظلم هایی که درحق تک تک عزیزان سردفترکه باسیلی صورت خودراسرخ نگه داشته وحاضرنیستند ازاصول مسلم اخلاقی که جان مایه آن مناعت طبع وزندگی پاک سردفترانی است که بنیانگذاران این جامعه فرهیخته ومتعالی بوده اند دست بردارند اما مدام معترض به تبعیض های ناروابدلیل عدم رعایت تقسیم اسنادهستند تنها یک راه چاره داشته وآن پیگیری جهت وضع قانون خاص دراینخصوص است ،علاوه براین قسمت اعظم مشکلات بدلیل عدم استقلال کانون های سردفتران ودفتریاران میباشد با این توضیح که تازمانیکه استقلالی درکارنباشد حتی اعضای محترم هیات مدیره کانون هانقش شان فرمایشی بوده ونمیتوانند مدافع خوبی ازحقوق سردفتران ودفتریاران باشند لذاهرگونه گلایه از وضع موجود تازمانیکه کانون های محترم به استقلال نرسند بیفایده است،مسایل هزینه های درمانی،امکانات تفریحی،امکانات آموزشی درسطوح عالیه که گاهی دربعضی ازگروه های تلگرامی سردفتران ودفتریاران معترض هستند همه درگرو استقلال فوق میباشد.اگرکمی دقت فرماییدمتوجه خواهیدشد باگذشت بیش از یکسال از سیستم ثبت آنی هنوز قانون جدیدی دررابطه ثبت انی وضع نشده وتعارضات زیادی بدلیل نحوه تنظیم سند طبق سیستم جدید درسامانه ومفاد قانون ثبت وقانون مدنی گاهی بوجود میاید که همکاران درگروه های تلگرامی بااستنباط های شخصی که الحق زحمت هم دراین راه میکشند بدنبال پر کردن خلا،های قانونی هستند ،هرچندکه هیچیک ازجمع بندی های گروه های تلگرامی وحتی نظریات ارایه شده درکانون های استانها نمیتواند بعنوان مستند قانونی برای اقدام باشند.بنا، علی هذا:امیداست مشکلات ساختاری ومبنایی که برسرراه کانونها وجوددارد ازطریق قانونگذاری ووضع قانونی متناسب بافعالیتهای جوامع سردفتری ازطریق مجلس شورای اسلامی که درآن حقوق وتکالیف واختیارات وافی اعطا، شده باشد بعمل آید
انشاالله
درد دل یک همکار

 
خوب یاد گرفته ام دیگر ...
ساعت ٩:۳٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٤/۱٠/۸  کلمات کلیدی:
 
خوب یاد گرفته ام دیگر ...
زندگی گاهی ، مثل یک کودک ده ساله عاصی و سرکش است ...
هیچ مبادایی ندارد . هرچه را برایش ممنوع کنی بی مهابا به آن سرک میکشد ...
سخت بگیری ، سخت می شود ... اصرار که میکنی انکار میکند ...
پا که میفشاری ، پاهایش را قفل می کند ... گذشت که میکنی بخشنده می شود ...مومن که میشوی مامن میشود ... آرام که میشوی ، محتاط تر می شود ... خوب یاد گرفته ام دیگر ... زندگی هیچ مبادایی ندارد ... گاهی با پای خودت میروی ... و به خواست خودت باد میشود تمام مباداهایت یکجا و ... در آسمانت وزیدن میگیرد ... 
گاهی از آرزوهایت میگریزی و به ترس هایت پناه می بری ...
گاهی آرامش گمشده ات را ، که سالها در دوست داشتنی ترین جاهایت نداشتی ، پشت تابلو های ورود ممنوعی که برای خودت چیده ای ، میابی ... خوب میشناسم دیگر ،...
این کودک ده ساله را ... و خوب تر میدانم که باید برایش مادری کنم ...
                                                                                                                      هیلا صدیقی

 
تقسیم اسناد
ساعت ٢:٤۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٤/۱٠/۸  کلمات کلیدی:

 


ریاست محترم سازمان ثبت اسناد و املاک کشور
 مدیر توانمند و اصلاحگر جناب آقای دکتر تویسرکانی(دامت توفیقاته)
سلام علیکم ،
احتراما،نظر به اینکه شنیده و دیده ها حاکی از تخلف گسترده و بسیار فاحش بانکها و مراجع دولتی در ارجاع اسناد موضوع تصویبنامه هیات وزیران و آراء دیوان عدالت اداری مبنی بر لزوم تقسیم عادلانه اسناد میان دفاتر اسناد رسمی در بسیاری از نقاط کشور و از سویی بی تحرکی و فقد عمل و بعبارتی معطلی تعداد زیادی از کمیسیونهای تقسیم اسناد مستقر در کانونها و جوامع استانی که به انحصار و رانت و تبعیض و اختلاف طبقاتی بلاوجه  میان همکاران  دامن زده  و ضمن ایجاد فساد در جذب اسناد از رهگذر ارتباطات ناسالم بعض همکاران با تعدادی از متصدیان ارجاع ادارات و بانکها ، همچنین موجبات بدبینی ارباب رجوع در اثر تحمیل دفتر اسناد سفارش شده ی برخی مدیران متخلف بانکها و مراجع دولتی را موجب گردیده و طبعا ایجاد سوء ظن و اختلافات و کدورتهای عمیق فیمابین همکاران و کانونها  را در پی داشته است، با توجه به تسجیل خیرخواهی و توانمندی جناب عالی در تحول امور به احسن وجوه ، اینجانبان عده ای از سردفتران  و دفتریاران دفاتر اسناد رسمی سراسر کشور تقاضامندیم ضمن الزام کانونها و جوامع به ارائه گزارش عملکرد کمیسیونهای تقسیم اسناد طی دوره حال حاضر خود و شفاف سازی آمار ارجاع اسناد موضوع کمیسیون مزبور به دفاتر اعضاء هیئات مدیرات و جوامع،به هر طریق مقتضی و به صلاحدید حضرت عالی، دستور فرمایید از قابلیت سامانه ثبت آنی در جهت تقسیم اسناد رهنی دولتی ( بموجب تصویبنامه هیات وزیران)و غیر دولتی ( با توجه به وحدت مناط و ضرورت حذف روابط فاسد و بازاریابیهای زننده  و لطمه به شوون سردفتری و خدشه به  جایگاه رفیع سند رسمی و جلوگیری از بدبینی و نارضایتی ارباب رجوع در گسیل به دفاتر خاص  و رفع تبعیض و رانت و انحصار)استفاده گردد. پیشاپیش از عنایتی که مبذول خواهید فرمود سپاسگزاری میگردد و دوام توفیقات جناب عالی را که تحولات و  ارتقاء سطوح کیفی و کمی عملکرد سازمان متبوع و دفاتر اسناد رسمی مدیون درایات و تدابیر بی نظیر جناب عالی میباشد، از درگاه احدیت خواستاریم.
با احترام ؛جمعی از سردفتران و دفتریاران دفاتر اسناد رسمی سراسر کشور.


 
فریادی بی رمق از یک سردفتر اسناد رسمی !
ساعت ٢:۳٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٤/۱٠/۸  کلمات کلیدی:

ششم دی ماه در راهست ...

و باز فیل مان یاد هندوستان کرده است تا هر چند بی رمق باز هم فریادی بزنیم !

از اینکه ناچارم برای گرفتاریها و مشکلات حوزه کاری خودم بنویسم خجلم و دوست ندارم این کار را من انجام بدهم ! مشکلات و نارساییها و بی برنامگی های مجموعه سازمان ثبت اسناد و املاک کشور و کانون سردفتران ودفتریاران کشور و استانها آنقدر زیاد و پیچیده و برای طولانی مدت لاینحل باقیمانده است که این نویسنده ی حقیر و تا آنجائیکه با همکاران مراوده دارم هیچ کس امیدی به حل مشکلات ندارد و کاملا بریده اند و انگیزه ای برای حل مشکلات نداریم و ندارند !

الف ) . مهمترین موضوع و مشکل لاینحل سران دفاتر اسناد رسمی پرداخت ماهانه 10 درصد درآمد ناخالص خود برای کانون سردفتران مرکز هست که عمده آن برای بیمه بازنشستگی سران دفاتر هست که آنقدر تلخ و زجرآور است که همه با کمترین رقبتی نسبت به پرداخت آن اقدام می کنند زیرا علاوه بر اینکه هیچ نوع خدمت شایسته ای ارائه نمی شود بلکه زمزمه ورشکستگی صندوق بیمه نیز بگوش می رسد و رئیس کانون در هشتمین همایش وبلاگ نویسان رسما اعلام کرد و همه را نگران تر از همیشه کرد بالاخص سردفتران بازنشسته ی مظلوم را که حقیقتا اگر این اتفاق بیفتد برای آنان وحشتناک تر از ما شاغلین خواهد بود .

ب ) . بنظر می رسد عمده خدمات کانون فقط برای تهران نشینان خوش نسین هست و هم براحتی با ارسال مدارک هزینه های بیمه خود را حتی گاها تا بیش از 10 درصدی که پرداخت کرده اند بازپس میگیرند در حالی که تعداد زیادی از سران دفاتر و یا دفتریاران تاکنون حتی یک بار و یک ریال بایت هزینه درمان دریافت نکرده اند !

از طرفی صندوق بیمه فقط سی روز حقوق و مزایا به بازنشستگان پرداخت می کند چه 30 سال سابقه پرداخت 10 درصد داشته باشند و چه 50 سال !!! خنده دار و نومید کننده نیست ؟

می دانید 10 درصد ناخالص درآمد از جگرمان گرفته می شود در این فضای گرم و شرجی و هوای پر از خاک وحشتناک خوزستان و اهواز  و استرس و درگیری های روزانه و خسته کننده کار . چقدر مشقت دارد و مفت و مجانی به اجبار هرماه بحساب کانون واریز می شود ؟ و کمتر سردفتری است که از پرداخت 10 درصد راضی باشد ؟

ایکاش حداقل داوطلبانه بود و هرکس مایل بود پرداخت میکرد؟ چرا که مزایای بیمه تامین اجتماعی بسیار بهتر و ارزانتر از بیمه ی ماست و حقیر به هیچوجه راضی به پرداخت آن نیستم و آن را حرام و زور می دانم ! و هیچ خدماتی هم دریافت نمی کنم !!! و هیچ گوش شنوائی هم نیست و امیدی به اصلاح قانونش بنظر نمی رسد و همه ی راهها بسته بنظر می رسد !!! چون تا مطرح میشود قدیمی های سران  هم فریاد یاس و نومیدی سرمیدهند که دهها بار این راه امتحان شده و نتیجه نداده است !

بعد از حدود دوسال نداشتن دفترچه خدمات درمانی که باعث شد حقیر مطلبی با عنوان

" ایهاالناس 8000 سردفتر بیمه ندارند "

بنویسم و در برخی سایتهای محلی نیز درج شد ولی هیچکس از جمله روابط عمومی نداشته ی کانون ! پاسخی مثل همیشه نداد ! لذا با سرشکستگی تمام در طرح بیمه سلامت ثبت نام کرده و همچون تحت پوششهای کمیته امداد و بهزیستی دفترچه سلامت اخذ کردیم که البته فخر نمیفروشم ولی حق مانیست با پرداخت 10 درصد درآمدمان این خدمات پایه را دریافت کنیم !؟

ج ) . از طرفی بی برنامگی ها و عدم راهکار مناسب و آموزش لازم در شان برای برنامه های معمول سازمانی همانند استعلام الکترونیک . تغییر اوراق بهادار درسال 1392 . صدور اسناد جدید در اوراق جدید و سپس اجرای ثبت آنی و در آخر هم نصب و راه اندازی اسکنر انگشت نگاری همه و همه حقیقتا در مدت کوتاهی و بدون حتی یک دقیقه آموزش برای سران و اپراتورهای دفاتر اسناد رسمی خسته کننده .آزار دهنده و گاهی مشمئزکننده بود چون واقعا ما که در خط مقدم خدمت به مردم و مراجعین مان هستیم تحقیر و سبک می شدیم که می بایستی با جان کندن کار جدید را فراگیری و سپس بتوانیم اجرا کرده و کارها را به حالت عادی برگردانیم !

(البته برای استعلام الکترونیک آموزش مختصری برگزار شد که خیلی راهگشا نبود.) !

مگر نه اموال یک ملت و بیت المال از نظر اسنادی بدست ماست ؟ چرا نباید برنامه ریزی ها بگونه ای باشد تا آسیبی به احدی نرسد ؟ چرا بدون آموزش لازم و با التماس و زاری بایستی خودمان بدویم و با جان کندن  کار را بانجام برسانیم ؟ مصاحبه کردن و اعلام کردن اجرای یک طرح با اهمیتی چون ثبت آنی و سایر بخشهایی که بعرض رسید که کار سختی نیست ولی آیا فکر آن را کرده و می کنند که اجرای آن بدون حتی یک دقیقه آموزش چگونه باید باجرا برسد ؟

بگذارم و بگذرم که حضرات هیچ وقت بفکر آن نبوده و نیستند که آیا وسایل و تجهیزات و نفرات جدیدی برای انجام این همه کار لازمست و بدون در نظر گرفتن حتی یک ریال مساعدت سازمانی چگونه تهیه و بانجام برسد !؟

د ) . مشکل جدی و مهم دیگر دفاتر اسناد رسمی موضوع تقسیم اسناد هست که با کمال تاسف و تاثر و نگرانی و ناراحتی شدید باید بگویم که حقیقتا ناعادلانه است و هیچ گام مفید و موثری برداشته نشده است بگونه ای که دفاتر ضعیفی چون ما ماهانه گاها به تعداد انگشتان یک دست و کمتر سند رهنی آنهم فقط بانک مسکن و کلا اسناد زیر صد میلیون داریم  در حالی که بعضی از همکاران روزانه 5 تا 10 سند رهنی با ارقام بیش از این ارقام ذکر شده بالا دارند ! این چه بی عدالتی است ؟ این چه ظلم ناجوانمردانه ای است ؟ چرا برنامه ای برای تمامی بانکها تدوین نمی شود تا شاهد این همه ظلم و بی عدالتی نباشیم ؟ واقعا برخی دفاتر با مشکل فقط خود را اداره می کنند درحالی که دفاتری از این راههای عجیب ارقام نجومی ماهانه درآمد دارند !

ذ ) . در تمامی مشاغل مبحث واگذاری مجوز وجود دارد ولی در مبحث شغل عجیب و غریب ما این امکان وجود ندارد و گاها با تغییر مدیریت ها گشایشی میشود و باز هفت قفل به آن میزنند و اجازه واگذاری نمی دهند . کدیران محترم باید برانند کار سردفتری بسیار خسته کننده . پراسترس . حساس و خاص است و برای کیفی تر شدن دفاتر می بایست اجازه بدهند این امر برای ورود افراد تازه نفس اتفاق بیفتد .

ر ) . برنامه های آتی سازمان ثبت اسناد و املاک از جمله ارتباط آنلاین با دارائی و شهرداری ها نیز بحسب ظاهر در پیش است و ضروری است تا از آن دو سازمان مهم حداقل  هزینه ی مناسبی اخذ تا امکان انجام دقیق و کامل آن باشد و حداقل آموزش لازمی را ارائه دهند تا با مشکلات بی برنامگی قبلی مواجه نشویم .

س ) . وضعیت شکایت از دفاتر بحرانی است و هر کس به هر دلیل حتی دلیل واهی به سازمان مراجعه و شکوائیه مطرح کند بدون هیچ کم و کاستی سردفتر مقصر است و کانون هم هیچ برنامه و اهرمی برای کمک به سردفتر ندارد و ایکاش این ماجرا همانند سایر صنوف حمایتی از دفاتر می کردند که اینگونه نیست !

آری باز هم  روز ششم دی ماه است و باز خواستم باز چیزی بنویسم ...

این حس که کانون سردفتران که می باید مدافع حقوق سردفتر و دفتریاران باشد و ایضا سازمان ثبت اسناد و املاک کشور هیچ برنامه ی مدون و مشخصی برای کمک و همیاری و مساعدت و حمایت از دفاتر ندارد آزارم می دهد و بارها خواسته ام تا از این شغل عجیب و پر از استرس خود را برهانم ولی امیدوارم تا به دستور آقایان بزرگوار مسندنشین حداقل ساختارها اصلاح و عملکرد کانون بازرسی و حسابرسی بشود و سپس تغییرات اساسی و بنیادینی پایه ریزی بشود و اختیارات بیشتری داشته باشد تا حق این قشر فرهیخته و زحمتکش اینگونه تباه نگردد ...

هزار گفته به لب مانده و زبان خاموش !

http://daftarkhaneh222ahwaz.blogfa.com


 
← صفحه بعد صفحه قبل →