محضردار

آخرین اخبار در حوزه دفاتر اسناد رسمی - سردفتری -دفتریاری

خط تولید هواپیماهای حادثه ساز
ساعت ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۳/٥/٢۱  کلمات کلیدی:

طرح از: فرهاد بهرامی
منبع: روزنامه آرمان


 
غزه، همچنان غرق آتش و خون.
ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٥/٦  کلمات کلیدی:

 

فیروزه مظفری. اعتماد


 
حرف حساب
ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۳/٥/٦  کلمات کلیدی:

وقتی عضو ستاد مبارزه با مفاسد اقتصادی کشور می فرمایند یک چهارم نقدینگی کشور در اختیار 600 نفر است چطور می توان به سلامت اوضاع اقتصادی موجود شک نکرد ، چگونه می توان اطمینان داشت که سایر مجموعه های پایین دست نیز از سلامت اقتصادی بهره ای برده اند ؟ ما به سایر مجموعه ها کاری نداریم اما در جامعه سردفتری که روزها و شبهایمان را با آن می گذرانیم که می توان نقد داشته باشیم اول از همه هم باید به سراغ خودمان برویم و از کانون بخواهیم تا اعلام کند کدامیک از دفاتر اسناد رسمی درآمدهای کلان و میلیاردی دارند ؟ اسناد دولتی و بانکهای خصوصی در کدام دفاتر اسناد رسمی تنظیم می شود ؟ تقسیم اسناد که دغدغه دفاتر اسناد رسمی است چرا سامان نمی یابد ؟ دفاتر مفسد و متخلف چرا  بدون هیچ دغدغه ای فعالیت می کنند ؟ معرفی این دفاتر کمک خواهد کرد تا اگر از رانت استفاده می کنند رسوا و اگر واقعا" موفق هستند راز موفقیت خود را به دیگر دفاتر اسناد رسمی تسری بدهند !

 آنچه روشن است این نکته است که کانون سردفتران و سازمان ثبت برقراری عدالت در مابین دفاتر اسناد رسمی را به فراموشی سپرده و اختیار بهره برداری از منابع اسنادی موجود در کشور را به حال خود واگذارده تا هر که بتواند به کانالهای مافیایی دسترسی بهتری داشته باشد از آب گل آلودی که برایش مهیا گردیده ماهی گرفته و منافع جامعه سردفتری را فدای منافع شخصی خود بنماید اینجاست که انگشت اتهام به سوی اعضاء هیات مدیره کانون نیز اشاره می رود ! 

کنترل اسناد اتومبیل ، املاک ، بانکی ، دولتی و تقسیم عادلانه آن بین دفاتر اسناد رسمی آن قدر هم پیچیده نیست و تکنولوژی این روزها امکانات لازم را برای آن فراهم نموده اما نه سازمان ثبت و نه کانون تمایلی به بهره برداری از آن برای بهبود این قسمت از قضیه ندارند و فساد به وجود آمده و رانت داده شده به همین تعداد معدود که قابل مقایسه با همان 600 نفر هستند را به برقراری عدالت و تقسیم عادلانه اسناد ترجیح می دهند .

این بی عدالتی آنچنان عیان است که بوی مشمئز کننده آن روزانه مشام دفاتر اسناد رسمی را آزرده می کند دست بر قلم بردن در این روزها که ناامیدی از بهبود اوضاع در بین سردفتران موج می زند کار بسیار مشکلی است و بنده نیز از این قضیه مستثنی نیستم و آن شوری که در ابتدای کار داشتم اینک تقریبا" به صفر رسیده است .

بازرسی های آبکی نیز در کنار ظلمی که تعداد معدود دفاتر با در انحصار گرفتن تنظیم اسناد خاص به دفاتر اسناد رسمی وارد می کنند مزید بر علت گشته تا ضمن ضربه به دفاتر اسناد رسمی منافع بازرسی نیز به نحو احسن تامین گردد و بازرسان شتری را که با بارش می برند را رها کرده و تخم مرغ دزدها و بی گناهان را مجازات کنند !! نگاهی به کیفرخواستهای صادره اخیر گواهی بر این مدعاست .

همکارانی نیز در این فضای مجازی داشتم که روزی منتقد کانون و اوضاع موجود بودند و اینک همراه کانون و از امتیازاتی که از طریق کانون به آنها تعلق گرفته سود جسته اند و هر وقت گذرتان به کانون بیافتد یا عکسی در فضای مجازی و غیرمجازی انتشار یابد ، آنان را خواهید دید که البته دیدارشان جای بسی خوشوقتی است .

در پایان نیز  عرض می شود لینک این وبلاگ به عنوان یکی از اولین وبلاگهای تخصصی سردفتری و چند وبلاگ دیگر که حاضر به معرفی خود و وارد شدن به جمع وبلاگ نویسان نشدند از لیست وبلاگهای سردفتران سایت کانون و ... حذف شده است و متاسفانه دیده می شود این بی عدالتی و خارج کردن ناخودیها از جمع خودیها در هر مجموعه ای اتفاق می افتد و مجموعه داران حاضر به بر هم زدن کلکسیون افتخارات خود نیستند !


http://irnotary.blogfa.com/


 
روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۳/٥/٢  کلمات کلیدی:

روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد

و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت

 روزی که کمترین سرود 

بوسه است

 وهر انسان

برای هر انسان
برادری ست .
روزی که دیگر درهای خانه شان را نمی بندند 
قفل افسانه ایست
وقلب
برای زندگی بس است .
روزی که معنای هر سخن دوست داشتن است
 تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی .
روزی که آهنگ هر حرف ، زندگی ست 
تا من به خاطر آخرین شعر رنج جست وجوی قافیه 
نبرم .
روزی که هر لب ترانه ایست
تا کمترین سرود ، بوسه باشد
روزی که تو بیایی ، برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یکسان شود .
روزی که ما دوباره برای کبوترهایمان دانه بریزیم ... 
ومن آن روز را انتظار می کشم 
حتی روزی
که دیگر
نباشم .

احمد شاملو