محضردار

آخرین اخبار در حوزه دفاتر اسناد رسمی - سردفتری -دفتریاری

عجز از رویارویی مستقیم با سند رسمی
ساعت ۸:٢٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩٥/٧/٢٢  کلمات کلیدی:

 
قوه قضاییه بعنوان یک قوه مستقل دارای جایگاه ویژه ای در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ( مستند به اصول 156 الی 174)  و واجد قدرت نابی است که از ناحیه مقام معظم رهبری با نصب ریاست آن اعمال میشود. لهذا بدیهی است که هرگونه هجمه ای به این نهاد و هر یک از نهادهای وابسته بدان و دایره صلاحیتهای آنها منجمله سازمان ثبت اسناد و املاک کشور بعنوان متولی اصلی تمشیت سند رسمی در کشور نمیتواند رو در رو و به مباشره صورت پذیرد.  مع الوصف با حریفی این چنین قوی شوکت نه تنها نمیتوان به سادگی پنجه انداخت بلکه با تغییر زمین بازی و تخدیش دیگری و به قول معروف ' به در زدن تا دیوار بشنود' شاید بتوان به نتیجه نامشروع مورد نظر رسید. از اینرو شرکت رهگشا در مقوله سند خودرو کانون سردفتران و اتحادیه بنگاهداران املاک به زعم مسئولش صنف دفترخانه داران!  را هدف و آماج حملات خود قرار میدهند تا از این رهگذر سند رسمی را تضعیف و با تخدیش بخشی از صلاحیت قوه قضاییه زیرکانه و بدون خطر و ریسک درگیر شدن با شیر پر یال و کوپال به مطامع خود نائل شوند . لکن مقوله اقتدار سند رسمی و شیوع آن در جامعه بعنوان یک شاخصه حاکمیتی در برقراری نظم و امنیت و آسایش برای شهروندان به هیچ وجه من الوجوه ارتباطی با هیچ صنف و حرفه و دسته ای از جامعه منجمله کانون سردفتران ندارد و صرفا به واسطه فقد محمل عقلی و قانونی در بی اهمیت جلوه دادن سند رسمی به ما هو موضوع آن ایضا نبود توان رویارویی با دستگاه قضایی صحنه را  مکارانه تغییر داده اند.النهایه اقتدار و شان قوه قضاییه و سازمانهای تابعه اش آنچنان بی بدلیل و غیرقابل انکار است که احدی جرات رویارویی مستقیم با آن را به خود نداده و با حمله به آخرین شاخه های این درخت با ریشه و پهناور سعی و جهدی بی حاصل در خشکاندن بخشی از آنرا در نظر دارند. تحقیقا سند رسمی و مباشرین تنظیم آن جز لاینفکی از حاکمیت بوده اند و اکنون نیز علی رغم آنکه حدود 80 سال  از تشکیل نهاد دفتر اسناد رسمی میگذرد که بنوعی اولین تجربه اتکایی قدرت به افراد خصوصی منصوب خود بوده اما همچنان افسار اصلی و مدیریت ستادی و حرف اول و آخر در این حیطه را همان حاکمیت از مجرای سازمان ثبت اسناد و املاک کشور میزند و مفاد قوانین متمادی و عدیده ای  از گذشته تا امروز تماما موید این امر است. پس زهی خیال باطل است که متولیان امور بالاخص ریاست قوه قضاییه اجازه دهند روزی خواب شوم اخلالگران در بهم ریختن نظم مدقن ناشی از ثبت نوین تعبیر شود. مضافا  ماهی گیری از  آب گل آلود در پهنه ثبت امروزی که با آخرین تکنولوژی تحت نظارت جامع  نهادهای حاکمیتی مستقر است را ناگزیر  می‌بایست برای همیشه به بوته فراموشی بسپارند.  
علی دانش 

 
 

 
پلیس کشورم اعجاز کرده
ساعت ٢:٢٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٥/٧/۱٦  کلمات کلیدی:

سروده ای از سرکار خانم صابری

پلیس کشورم اعجاز کرده 
عحب لفظی کنون ابراز کرده 
بدون شرح وبی نظم حقوقی 
مثال غده ایی سر باز کره 
از اول کار وی بود انفعالی
برای عده ایی خود اشتغالی 
ولی امروز پس از ده سال واندی 
شده مهمان غاصب در معالی 
بدون علم وفن وذره ایی شرم
شده قانون شکن با حربه ایی نرم
خدا داند چه کس در پشت پرده 
چنین اب ولجن را میکند گرم 
یقینا شحنه مامور جفا نیست 
رفیق, خنجر زن از پشت وقفا نیست 
ولی شاید شده مامور معذور 
بگویید با پلیس در جنگ صفا نیست 
نمیدانم چرا از کی چنین درد 
شده در نبض قانون  سیل  ولگرد 
مگر قانون مداران خواب نازند 
چرا غافل شدند از دزد شبگرد
خدا داند که این جنگی  گران  است 
کمی غفلت شود درد بی کران  است 
من وما وشما دیگر نداریم 
بهاران , بی گل وباران خزان است 
زمستان در بهار اوردن از چیست 
چنین ساز ونوا از برکت کیست 
چرا دارند سر بی مهر ی وقهر 
خدا داند که سر دفتر گدا نیست 
ولی میداند ومیخواند از دل 
که این دامن زدن در شان ما نیست 
فقط دارد به دل اندیشه وصل 
صدایش بشکنید هرگز روا  نیست 
صدا دارد به پهنای صداقت 
چرا گوش,, شنیدن بر ندا   نیست 
ندا از دل ,بخیزد ,هان ,نی ,ازحلق 
دم و فریاد ما از خلق  جدا نیست 
شنو ای هموطن فریاد مارا
خروشان گرشدیم جز بر شما نیست 
اگر باید شود راهی مهیا 
پلیسی گشتن اسناد دوا نیست 
نوای بی نوایی ثبت اسناد 
وثاقت جز به این ارگان روا نیست 
بود انگشتری سازمان اسناد 
نگینش هست دفاتر نابجا نیست  
چنین انگشتری مهرش  خطیر است 
کتابت در مرامش ناسزا نیست 
اگر غافل شوند قانونمداران 
مثال سرقتی است که با صدا نیست 
شود پرونده ایی مبهم به فردا
که حل وفصل ان بی ماجرا نیست 
تمامش میشود دردی مخرب 
که درمان وطبیبش جز قضا نیست 
چرا دایم بیفزایند به دردها 
مگر دست طبیبان در دوا نیست 
گمانم گشته وارونه حقایق
تو باید هموطن گویی به او ایست 
شده طوفان عصیان در وقایع 
در این طوفان به جز ویرانگری نیست 
بپا خیزید زجا هان ای زن ومرد 
بگویید با پلیس راهت سزا  نیست
کتابت کار هر پر ادعا نیست 
ملل اکنون به پویش در تعالیست 
صعود در مرتبت جز مرحمت نیست 
سزد معنا  شودثبت جهانی 
کتابت ثبت ومحضر بی نوا نیست 
خروشش شخصی و سعیش خطا نیست 
محرر یا که تحریر کذایی 
دلیل اختلاف  ,خوف ورجا ء نیست 
تمام کوشش وسعی دفاتر
به جز احسان ولطف در محتوا   نیست 
چنان سعی وخطا بالا گرفته 
دلیلش هر چه باشد افتر ا نیست 
شده دریا چه طوفانی خدایا
کجاست این ناخدا ؟اینجا  چرا نیست؟
بگویید ناخدارا با درشتی 
چراکشتی به راهش خود کفا   نیست ؟
به هرسو کی دهد؟ سکان کشتی 
چرا ؟چون ماژلانی بین ما نیست ؟ 
نشین بر جا ,توای فرزند ادم 
به  این دریا که دریادار  خدا  نیست 
دراین دریای طوفانی مشوش 
کسی جز ثبت اسناد ناخدا نیست 
خجسته مینویسد زار وانگار 
در این میدان کسی سردار مار نیست 
چرا کردند فراموش اندلیبان 
که گل را طاقت جور وجفا نیست 
بیایید ناخدا را پس بگیریم 
خجسته ;,ناخدا "مامور کس  نیست 
ثبوت و اعتبار ش هم عبث نیست 
بدان ثبت و وثاقت مهر تحکیم 
به جز ,در دست سر دفتر," نفس "نیست

 
پشت پرده و ناگفته های تعویض پلاک خودرو
ساعت ٢:٢٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٥/٧/۱٦  کلمات کلیدی:
از آنجاکه ثبت انتقال خودرو در دفاتر اسناد رسمی از قدیم الایام بوده و برای دولت و جامعه درآمد و نتایج به سزایی داشته و دارد ( به جز مالیات نقل و انتقال و صرفا بابت حق الثبت در سال 94 مبلغ 751 میلیارد و 200 میلیون تومان توسط دفاتر اسناد رسمی به حساب خزانه دولت واریز شده است) که در جای جای کشور هزینه و مصرف می شود، 
و اما تعویض پلاک، صرفا 1 راه و ایده برای کسب درآمد بیشتر خانواده ها و بازنشستگان راهرو ناجا و شغل دومی برای ایشان بود و هست ( مبالغ دریافتی بابت تعویض پلاک و شماره گذاری، که بشرح تبصره 2 قانون بودجه سال 94 و یا قبل از آن، در اختیار نیروی انتظامی قرار می گیرد، تماما بحساب شرکت رهگشا واریز می گردد.
[ شرکتی ( سهامی خاص )  که بنا به درخواست سردار سید جعفر هاشمی تشکری ( جانشین فرمانده راهور ناجا ) تاسیس گردیده و سردار تقی مهری عضو هیات مدیره و سردار اسکندر مومنی رییس هیات مدیره آن می باشد]

بنابراین و بدلایلی دیگر،
چند سالی است، ترس از بازگشت به حالت سابق، یعنی قبل از سال 83 ، که هر خودرو تا آخر عمر، 1 پلاک اختصاصی داشت و با خرید و فروش آن،  نیاز به تعویض پلاک نبود، عده ای را بر آن داشته که بجای تمرکز بر انجام وظایف خود ( حفظ امنیت جامعه، کاهش تصادفات و حفظ جان مردم و...  ) با جنجال آفرینی و با بهانه و شعار دلسوزی برای مردم، برگ سبز خودرو را کافی دانسته و عدم نیاز مراجعه مردم به دفاتر اسناد رسمی را سر دهند تا افکار عمومی را منحرف کرده و شغل و درآمد دوم آنها مورد توجه و بحث قرار نگیرد و حذف نشود.
همان کسانی که خود می گویند،  پلاک انتظامی هر شخصی را به مدت 3 سال در انبار مراکز خود نگه می دارند، اما  اگر شخصی در همین فاصله ، برای اخذ و نصب همان پلاک خود که قبلا هزینه ش را پرداخته، مراجعه کند، از وی هزینه را دوباره می گیرند.
آیا این انصاف است؟ 
آیا این درآمد، قانونی و حلال است؟

اگر برگ سبز، همان سند خودرو باشد و چندین برگ سبز پلاک، بنام من باشد، آیا من مالک چندین خودرو می باشم!!؟

چرا مدتی است پایین برگه سبز،  گزینه مالیات و عوارض لحاظ شده!؟
بنظر برداشتن هزینه ها از پیش پای مردم صرفا 1 شعار است، و مهم و غرض، وصول این مبالغ، توسط مراکز تعویض پلاک است تا  درآمدی هم بازآی این وصول، داشته باشند.


اگر فرضا مراکز تعویض پلاک، نقل و انتقال خودرو را انجام می دهند، آیا مباحث اختصاصی معاملات و عقود را رعایت می کنند؟ آیا در این زمینه متخصص هستند؟ آیا به صورت لحظه ای به لیست اشخاص ممنوع المعامله دسترسی دارند؟ آیا احراز هویت اصل و اولویت کار آنهاست؟ آیا برای افراد بیسواد و کور و...  مانند دفاتر اسناد رسمی عمل می کنند!؟
اگر یکی از طرفین، مجنون، ورشکسته و یا...  باشد، و بعدا مشخص و معامله باطل شود، ضرر طرف مقابل را چه کسی جبران می کند!؟

چرا نباید مانند اکثر کشورهای جهان به جهت صرفه جویی در وقت و هزینه مردم و جامعه، تعویض پلاک را منسوخ  کنیم؟

آیا در 23 بند، در ماده 4 قانون نیروی انتظامی مصوب 1369 ، نقل و انتقال خودرو جزء وظایف ناجا هست؟
سال گذشته سه میلیون و پانصد هزار خودرو تعویض پلاک شدند
با توجه به افزایش هزینه تعویض پلاک به مبلغ یکصدهزار تومان
درآمد چند صد میلیاردی موسسه خصوصی رهگشا از جیب مردم به جیب چه کسانی خواهد رفت؟
چرا باتوجه به صراحت فرمایشات ریاست محترم قوه قضاییه و ریاست محترم سازمان ثبت اسناد کل کشور
مبنی بر تنظیم سند خودرو در دفاتر اسناد رسمی عده ای چند در پی وارونه جلوه دادن قانون هستند؟
چه چیزی پشت پرده است؟
آیا در آمد نجومی دیگری در راه است؟؟؟
 

 
جلسه محرمانه ؟
ساعت ٢:٢۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٥/٧/۱٦  کلمات کلیدی:

اعضا محترم کانون تهران
با سلام و وقت بخیر
بنده زیاد با این نشست اخیر ناجا و کانون موافق نیستم.
به چند دلیل:
اولا ناجا شروع کننده این تبلیغات منفی علیه دفاتر بوده و باید خودش به اونها خاتمه می داد.
ثانیا چرا کانون دعوت ناجا را لبیک گفته و در این نشست شرکت کرده؟
درستش این بود نمایندگان ناجا در کانون حضور پیدا می کردند.
ثالثا چه تضمینی وجود داره که ناجا باز شروع به مسموم سازی فضای جامعه نکنه؟
اصلا ممکنه تبلیغات اونها پنهانی و بر علیه ما باشه.
از قدیم گفتند:"آزموده را آزمودن خطاست".
رابعا کانون باید در راستای اعتبار سند رسمی و حفظ ساحت دفاتر اسناد رسمی از هیچ تبلیغی در رسانه های جمعی فرو گذار نکند.
خامسا نشستی که نتیجه ش فقط پایان دادن به مقابله رسانه ای طرفین باشه چه فایده ای داره؟
نتیجه این نشست فقط باید یک چیز باشه:"تمکین ناجا به قانون و به رسمیت شناختن سند رسمی خودرو تنظیمی در دفاتر اسناد رسمی".
سادسا تکلیف این همه ایراد خسارات ناجا به مردم،دولت و دفاتر اسناد رسمی چی میشه؟
خود کانون هم کم ضرر و خسران از این حیث ندیده.
سابعا قوه قضاییه باید موضع محکم تری در این زمینه بگیره و قاطعانه با هرگونه تخلف احتمالی ناجا برخورد کنه

 


 
واکاوی بیمه درمان و بازنشستگی سردفتران بعنوان گرانترین بیمه تاریخ بشریت
ساعت ٢:۱٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩٥/٧/۱٦  کلمات کلیدی:


چند صباحی است که مقوله بیمه سردفتران و دفتریاران و مسایل مربوط بدان از ناحیه هیات مدیره کانون و همکاران به چالشی جدی و جاری  مبدل گشته است. لکن مستند به ماده 2 قانون تجارت مصوب 1311 بعنوان اولین تجربه از تقنین که موضوع بیمه در آن مطرح گردیده و آنرا در دایره شمول معاملات تجاری تقریر کرده است قریب به 84 سال میگذرد. لذا در قوانین خاص لاحق منجمله قانون تشکیل بیمه مرکزی ایران و سایر ضوابط مربوط برای مقوله بیمه احکام مدقن بسیاری از منظر قانونگذاری گذشته بنحویکه عملیات بیمه و بیمه گری را به یک باب تخصصی تمام عیار مبدل گردانیده است. تحقیقا هیچ یک از شقوق معاملات تجاری بسان مقوله بیمه دارای ساز و کارها و مکانیسم مفصل و مشروح قانونی نیست که این امر ماهیتا نظر به تخصصی بودن این حیطه و نیز حساسیت خاص قانونگذار نسبت بدان دارد.  اینک با عنایت به مقدمه موجز مرقوم به نظر میرسد ورود به این حیطه با حدود 3500 نفر  بازنشسته سردفتر و دفتریار و حدود شانزده هزار سردفتر و دفتریار شاغل و افراد تحت تکفل آنها بعنوان جامعه آماری هدف بدون داشتن بسترهای لازم و ضروری برای یک فعالیت تجاری با آن همه پیچیدگی می‌بایست آبستن مصائب و مشکلات حتی بیشتر از آنچه شاهد آن هستیم در آینده نزدیک باشیم مگر آنکه عاجلا این سیستم غیر استاندارد اصلاح و در قالب یک توافق به یک شرکت بیمه ای مطمئن واجد نیروهای متخصص که در کشور امروزه به حد کفایت نیز موجودند سپرده شود. مع الوصف حفظ منافع جامعه هدفی با این وسعت و دامنه مستلزم استفاده از کلیه ظرفیت های بیمه ای منجمله بیمه اتکایی است از سویی کمیت و کیفیت خدمات جاری نشان از آن دارد که علی رغم منابع مالی هنگفتی که در اختیار کانون است این خدمات از حداقل معیارهای قابل قبول برخوردار نیست و آنچنان سلیقه ای و غیر قابل پیش بینی است که همکاران در مواردی ناگزیر قیدش را زده و از حق خود اعراض میکنند. مضافا که با واگذاری آن به یک مرجع ذیصلاح ثالث  شائبه استفاده خاص هیات حاکمه کانون  در این بستر نیز بداهتا منتفی میشود. النهایه امید است تا نوشدارو بعد از مرگ سهراب نشده اقداماتی مقتضی و شایسته جهت اعاده آرامش،  آسایش،  امنیت و بهداشت روانی همکاران در این زمینه اتخاذ گردد و خدماتی در شان این قشر خدوم بدون فرافکنی،  زبان بازی و وعده سر خرمن دادن ارائه گردد. 

علی دانش 

 

 
بدون شرح
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٥/٢/٦  کلمات کلیدی:

 


 
روزگارِ سردفتری
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٥/٢/٦  کلمات کلیدی:

 ای دریغ از  روزگارانی  که سردفتر شدم

 

مونسِ اندوه و درد و همدمِ خنجر    شدم

 

حکم دادند  دستم  و راهی شدم در روزگار

چون گلی بودم  بهاری، درخزان   پرپر شدم

 

گوش ،عالی در شنود و چشمِ من بینا ولیک

رفت  سالی ، عینکی وسمعکی و کَر شدم

 

قامتم  شمشاد بود و   موی انبوه وسیاه

از کمرخم چون فنر،از کله طاس و گر شدم

 

در حواس و هوش یک بودم میانِ اهلِ حق

تست کردم باز  ، اول ، لیک  از آخر شدم

 

احترامی داشتم در نزدِ فرزند و عیال

هرچه بودم پیش ازآن بعدا بسی کمتر شدم

 

فحش دادندم  همی   ملت  همه از جهل خویش  

نزد وجدانِ  خودم  درمانده  و   ابتر  شدم

 

آمدم با این طمع تا ثروتی بر هم نهم

ورشکست و  لاقبا و بی سر و همسر شدم

 

پیش  خود گفتم  ز ملاکان بخیزد زر ولیک

مس شدم از بهرِ خود ، از بهرِ آنان زر شدم

 

بر ریاست بود افکارم از آن  روزِ نخست

امر بر مرئوس  در حتم  و  یقین   باور شدم

 

چون که رفتم نزدِ خلق و نزدِ اصحاب سند

مثل  چرخی زیرِ ماشین ، مانده  و پنچر شدم

 

در نظر بودم  که  ویراژی دهم با بنز خود

جایِ بنز همسانِ گاری همدمِ استر  شدم

 

گفته بودم سر برافرازم ، ببالم  برجهان 

در فلاکت  در همه اکنافِ عالم سَر شدم

 

گرچه  بودم اهلِ آداب و مقید در هنر

کلِ عضو   از سر به  پایم    شَر شدم

 

در صدف بودم  نهان  و ثبت صیدم کرد زود

تا گشود او  آن صدف را  چون یکی گوهرشدم

 

شرمگین  در  نزدِ خلق از  آنچه آمد بر سرم 

هم خجل در محضرِ   قاضی و هم داور شدم

 

گشته ام القصه  چون یک گاو پیشانی سفید

بس  که سوزان مثل آتش بر سرِ مجمر شدم

 

نزدِ ملت  دولت است  سردفتری اما دریغ

خادمِ هر   دولت  وهمپایه ی   نوکر  شدم 

 

من نمی دانم خطا ازمن چه زد سرتاچنین

در عقوبت مستحق و لایقِ  کیفر شدم

 

درس بسیار ار چه خواندم نزدِ استادِ حقوق

لیک نزد جاعلین هم قلب را ازبر شدم

 

پیشِ ملت اندکی  بر این ادب افزوده شد

نزدِ علمِ فحش کاری  عالم و سرور  شدم

 

رفت  هرچند از کفم هر آنچه بوده کلِ شیء 

لیک  شاعر گر شدم از دولتِ محضر شدم

 

من که دیگر نیستم آن آدمِ روزِ نخست

گر که نیکم بنگری یک آدم دیگر شدم

 

ابوالقاسم الوندی


 
کوچه ملی
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٥/٢/٦  کلمات کلیدی:

 هنوز عکسِ فردین به دیوارشه

 هنوز پرسه تو لاله‌زار کارشه

 

 

تو رؤیاش هنوزم بلیط می‌خره

می‌گه این چهارشنبه رُ می‌بره

 

تو جیباش بلیطای بازند‌گی

روی شونه‌هاش کوهِ این زندگی

 

حواسش تو سی‌سالِ پیش گُم شده

دلش زخمی حرفِ مردم شده.

 

سرِ کوچه ملی یه مَرده، یه مرد..

که سی سالِ پیش ساعتش یخ زده،


نمی‌دونه دنیا چه رنگی شده

نمی‌دونه کی رفته، کی اومده

 

سرِ کوچه ملی یه مَرده، یه مرد.

تو یه پالتوی کهنه‌ی عهدِ بوق،


داره عابرا رُ نگاه می‌کنه که رد

 می‌شن از کوچه‌های شلوغ

 

هنوز عکسِ فردین به دیوارشه

خراباتی خوندن هنوز کارشه

 

یه عالم ترانه تو سینه‌ش داره

قدم‌هاشو تو لاله‌زار می‌شماره

 

دلش از تئاترای بسته پُره

چشاش از نگاهای خسته پُره.

 

هنوز فکرِ چهارشنبه‌ی بُردنه

یه عمره که باختاشو رَج می‌زنه..

.

سرِ کوچه ملی یه مَرده، یه مرد

که سی سالِ پیش ساعتش یخ زده،


نمی‌دونه دنیا چه رنگی شده،

نمی‌دونه کی رفته، کی اومده

 

سرِ کوچه ملی یه مَرده،یه مرد

 تو یه پالتوی کهنه‌ی عهدِ بوق،


داره عابرا رُ نگاه می‌کنه

 که رد می‌شن از کوچه‌های شلوغ.

 

یغما گلرویی

 توضیح تصویر: سید حسین - که امروز هفتاد و یک ساله می شود- با عکس فردین به دیوار اتاقش روی یکی از تخت های آسایشگاه سالمندان کهریزک. عکس از ساینا قادری


 
اسامی کاندیدای هئیت مدیره کانون سردفتران و دفتریاران
ساعت ۳:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٥/٢/٤  کلمات کلیدی:

 

 بررسی عملکرد گذشته و اهداف آینده کاندید اهای هیت مدیره :

-----------------------

اسامی سردفتران کاندیدای هئیت مدیره کانون سردفتران و دفتریاران

آقای احسان پیرداده بیرانوند سردفتر 619 تهران

 آقای مرتضی یعقوبی سردفتر 905 تهران

 آقای مجید رفیعی پری سردفتر 780 تهران

 آقای صابر ناظمی پول سردفتر 786 تهران

 آقای محمدرضا دشتی اردکانی سردفتر 287 تهران

 آقای هادی فردائی سردفتر 437 تهران

 آقای حمید آذر پور سردفتر 333 تهران

 آقای محمد عظیمیان سردفتر 648 تهران

 آقای علی خنانی سردفتر 640 تهران

 خانم معصومه مرندی شیروان سردفتر 710 تهران

 آقای سیاوش مددی سردفتر 50 تهران

 آقای عبدالرضا مومنی سردفتر 206 تهران

 آقای ناصر نایبی سردفتر 221 تهران

 آقای احمدعلی قاسمی سردفتر 299 تهران

 آقای اکبر علی نژاد سردفتر 44 اسلامشهر

 آقای سعید خلیل احمدی سردفتر 625 تهران

 آقای علی الشریف سردفتر 311 تهران

 آقای محمدرضا اصلانی سردفتر 667 تهران

 آقای حسین گودرزی سردفتر 323 تهران

 آقای امیرحسین شکری سردفتر 91 تهران

 آقای سعید ولوی سردفتر 157 تهران

 آقای علی حاجی قربانعلی دولابی سردفتر 951 تهران

 آقای سیدمحسن محدث سردفتر 1 شهرری

 خانم معصومه نصری کوپایی سردفتر 863 تهران

 آقای محمدرضا داودیان سردفتر 6 اسلامشهر

 آقای علی جلیلیان سردفتر 601 تهران

 آقای علی وظیفه سردفتر 450 تهران

 آقای حسین هاشمی فر سردفتر 212 تهران

 آقای عباسعلی ثقفی سردفتر 17 شهرری

 آقای امیرهوشنگ ایل بیگی سردفتر 574 تهران

 آقای محمدکاظم فرقانی سردفتر 632 تهران

 آقای فرامرز جمشیدی سردفتر 555 تهران

 آقای سید علی اصغر هاشمی بافقی سردفتر 508 تهران

 آقای نادر تفکریان سردفتر 198 تهران

  آقای محمود علی بخشی سردفتر 58 رباط کریم

 آقای حمیدرضا عسگری زاده سردفتر 393 تهران

 آقای سید حمید مجاب سردفتر 392 تهران

 آقای محمدرضا پاکباز سردفتر 805 تهران

 آقای محمدرضا ایمانی پیرآغاج سردفتر 569 تهران

 ---------------------

 

اسامی دفتریاران کاندیدای هئیت مدیره کانون سردفتران و دفتریاران

 آقای کرمعلی هادی نسب دفتریار 720 تهران

 خانم سما یوسف پور دفتریار 568 تهران

 آقای سعید منشی دفتریار 466 تهران

 آقای علی اکبر اسکندری دفتریار 332 تهران

 آقای سید مصطفی حسینی دفتریار 665 تهران

 آقای سید محمد دری دفتریار 228 تهران

 آقای ایرج محقق منتظری دفتریار 287 تهران

 خانم زهره امام زاده دفتریار 25 شهرری

 آقای کیوان دارائی دفتریار 299 تهران

 آقای محمد جلیلوند دفتریار 339 تهران

 آقای سعید حاجی نجف دفتریار 85 تهران

 خانم میترا ریسمانچی افشار دفتریار 450 تهران

 خانم سمیرا رفیعی نژاد دفتریار 16 تهران

 خانم سیده شایسته موسوی دفتریار 490 تهران

 خانم زویا زرگر بالای جمع دفتریار 1150 تهرام

 خانم سمانه رشیدی مهرآبادی دفتریار 143 تهران

 آقای سید جلال سجادی هزاوه دفتریار 320 تهران

 

 



 
مطالبات اعضا از کاندیداهای انتخابات کانون سردفتران و دفتریاران
ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٥/۱/۱٧  کلمات کلیدی:

رئوس برنامه های برخی از کاندیداهای چهارمین دوره انتخابات کانون سردفتران و دفتریاران استان تهران جهت استفاده در دوره بعدی :  

 البته سنجش و بررسی اجرای برنامه های قبلی  تا کنون به عهده خوانندگان می باشد .

1-   ارتقا و افزایش سطح دانش فنی و آموزش به کلیه همکاران سردفتران، دفتریاران،کارمند ان با توجه به نیاز آنان.

2-  تلاش جهت مناسب تر نمودن وضعیت بیمه خدمات درمانی.

3 : شفاف سازی عملکرد اداری ومالی هیات مدیره در گذشته وآینده ودادن صورتحساب هزینه ای با تفکیک موضوعات.

4 :- استفاده کامل از ظرفیت آموزشی واطلاع رسانی رسانه های صوتی- تصویری وسایتها و روزنامه ها و صداوسیما.

5 :ایجاد برابری وعدالت درحقوق وامتیازات سردفتران زن ازجهت بیمه ومستمری اشخاص تحت سرپرستی با اصلاح قانون.

6- جلوگیری از کاهش صلاحیتهای دفاتر ودر مقابل افزایش صلاحیت واختیارات در جهت خدمت به مردم و کاهش مراجعات به دادگستری.

6: حل معضل تقسیم اسناد در شهر تهران با همکاری و همفکری همکاران با روشهای کوچک سازی شهر ومنطقه بندی بر اساس بخشهای ثبتی.

7: ایجاد نهاد آمار-نظرسنجی- مدیریت اقتصادی- مدیریت روانشناختی وسلامت جسم وروح سردفتران و دفترخانه.

8 : استفاده از ظرفیت اقتصادی کانون وحساب 10%که قدرت بازی بی نظیری دارد وشاید ایجاد موسسه مالی و اعتباری به نام کانون.

9 - پیگیری اصلاح طرح قانون دفاتر اسناد رسمی که در مجلس مطرح است،

-اصلاح هرچه زودتر آئین نامه بیمه و استفاده برابر برای همه همکاران و افراد تحت تکفل آنان.

 اصلاح آئین نامه کانون (آئین نامه ای که در سال 1364 تصویب شده برای اداره کانون در حال کنونی کاربرد ندارد) .

– ایجاد کمیسیون تخصصی: در این کمیسیون افراد بصیر برنامه های آتی را پیش بینی و برای تصویب و اجرا پیشنهاد نمایند. 

ایجاد کمیسیون حقوقی  برای رفع مشکلات و مسائل حقوقی همکاران و وجابگوئی به مسائل حقوقی مطروحه . 

 وجود اداره روابط عمومی قوی و تداوم آن از ضروریات یک سازمان موفق بوده و در عمل به آن باید ارج نهاد .

10 :  تلاش در مسیر توسعه خدمات قابل ارائه توسط دفاتر خدمات قضائی به همه دفاتر اسناد رسمی.

11 : اتخاذ تدابیر قانونی لازم جهت تقسیم عادلانه اسناد بانکی اعم از دولتی و خصوصی از طریق کمسیون تقسیم اسناد به خصوص اینکه عملا اکثر بانکها خصوصی شده و یکی یکی از بحث کمسیون تقسیم اسناد خارج می شوند.

12 :   تقویت جایگاه دفتر معاضدت حقوقی و قضایی کانون در راستای پیگیری پرونده های مطروحه در مراجع اداری، انتظامی و قضایی که همکاران خواه ناخواه در طول خدمت با آن درگیر می شوند. که یکی از راهکارهای عمل آن ارجاع پرونده های قضایی همکاران به مراجع خاص و تخصصی به خصوص دادسرا و دادگاه کارکنان دولت می باشد.

13 : توسعه و ارتقای امور رفاهی و درمانی و ورزشی سردفتران و دفتریاران با استفاده از ظرفیت های کانون از طریق افزایش و پراکندگی جغرافیایی مراکز درمانی و خدماتی و تصریح در پرداخت هزینه های پزشکی به خصوص بیماری های خاص .

14 :  پیگیری و ایجاد راهکارهای قانونی لازم در خصوص بهبود بخشیدن به وضعیت مالیاتی به خصوص مالیات شغلی سردفتران و دفتریاران و اتخاذ تدابیر لازم در راستای حل مشکل پرونده های مطروحه مالیاتی همکاران در ادارات و دادگاههای مالیاتی .

____________________

این وبلاگ آمادگی خود را جهت انتشار  برنامه ها و اهداف  کاندیداهای انتخابات  کانون سردفتران و دفتریاران اعلام میدارد .

 از کلیه همکاران دعوت می گردد نسبت به طرح سوال و پیشنهاد و انتقادات  از اعضای دوره قبل  هیت مدیره و   کاندیداهای جدید جهت رفع مشکلات صنفی اقدام نمایند .

ایمیل :   mahzardar1@gmail.com

 

 


 
روزگار سردفتری
ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٥/۱/۱٧  کلمات کلیدی:


ای دریغ از  روزگارانی  که سردفتر شدم
مونسِ اندوه و درد و همدمِ خنجر    شدم

حکم دادند  دستم  و راهی شدم در روزگار
چون گلی بودم  بهاری، درخزان   پرپر شدم

گوش ،عالی در شنود و چشمِ من بینا ولیک
رفت  سالی ، عینکی وسمعکی و کَر شدم

قامتم  شمشاد بود و   موی انبوه وسیاه
از کمرخم چون فنر،از کله طاس و گر شدم

در حواس و هوش یک بودم میانِ اهلِ حق
تست کردم باز  ، اول ، لیک  از آخر شدم

احترامی داشتم در نزدِ فرزند و عیال
هرچه بودم پیش ازآن بعدا بسی کمتر شدم

فحش دادندم  همی   ملت  همه از جهل خویش   
نزد وجدانِ  خودم  درمانده  و   ابتر  شدم

آمدم با این طمع تا ثروتی بر هم نهم
ورشکست و  لاقبا و بی سر و همسر شدم

پیش  خود گفتم  ز ملاکان بخیزد زر ولیک
مس شدم از بهرِ خود ، از بهرِ آنان زر شدم

بر ریاست بود افکارم از آن  روزِ نخست
امر بر مرئوس  در حتم  و  یقین   باور شدم

چون که رفتم نزدِ خلق و نزدِ اصحاب سند
مثل  چرخی زیرِ ماشین ، مانده  و پنچر شدم

در نظر بودم  که  ویراژی دهم با بنز خود
جایِ بنز همسانِ گاری همدمِ استر  شدم

گفته بودم سر برافرازم ، ببالم  برجهان  
در فلاکت  در همه اکنافِ عالم سَر شدم

گرچه  بودم اهلِ آداب و مقید در هنر
کلِ عضو   از سر به  پایم    شَر شدم

در صدف بودم  نهان  و ثبت صیدم کرد زود
تا گشود او  آن صدف را  چون یکی گوهرشدم

شرمگین  در  نزدِ خلق از  آنچه آمد بر سرم  
هم خجل در محضرِ   قاضی و هم داور شدم

گشته ام القصه  چون یک گاو پیشانی سفید
بس  که سوزان مثل آتش بر سرِ مجمر شدم

نزدِ ملت  دولت است  سردفتری اما دریغ
خادمِ هر   دولت  وهمپایه ی   نوکر  شدم  

من نمی دانم خطا ازمن چه زد سرتاچنین
در عقوبت مستحق و لایقِ  کیفر شدم

درس بسیار ار چه خواندم نزدِ استادِ حقوق
لیک نزد جاعلین هم قلب را ازبر شدم

پیشِ ملت اندکی  بر این ادب افزوده شد 
نزدِ علمِ فحش کاری  عالم و سرور  شدم

رفت  هرچند از کفم هر آنچه بوده کلِ شیء  
لیک  شاعر گر شدم از دولتِ محضر شدم

من که دیگر نیستم آن آدمِ روزِ نخست
گر که نیکم بنگری یک آدم دیگر شدم 

ابوالقاسم الوندی


 
بدون شرح ؟
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٤/۱۱/۱٩  کلمات کلیدی:


 
اسطرلاب اسناد بانکی !!
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٤/۱۱/۱٩  کلمات کلیدی:

 اسطرلاب اسناد بانکی !!


تلف شد عمر بنده  بیست سالی!!
نبوده  کارِ  محضر  بر  روالی!

بدادم  نامه  و  مکتوبِ  بسیار
برایِ بانکِ  مسکن این  حوالی

ندادند  یک  سند  حتی  به  بنده
که  گردَد  عقده ام  از بیخ  خالی

بیامد  فردی  اینجا   بهرِ  تحقیق 
زِ بانکِ  مسکن  از بهرِ سئوالی

ندادم  چون  که سکه  جوفِ پاکت
زِ   نزدم  رفت بیرون  با ملالی

بگفتم نزدِ  خود ای  مردِ  کاهل
نکن  قاطی  حرامی  با   حلالی

نزد  زان  پس  به  نزدم  پشه ای پر
بمانده  دفترم   از بانک  خالی

بدادند   نارفیقان  عیدی و  پول  
چپاندند  سکه ها  در جیبِ عالی  

نبودم  علم و اسطرلابِ این کار
سیاست تا کنم دستمال  و  شالی

بچرخم  دورِ  شعبه ، باجه، باجه
شوند تا  دلبران   حالی به حالی

بریزد  زان  سپس بارانِ اسناد
همه  ایام  و     حتی در   لیالی!!

ابوالقاسم الوندی 

البته در مورد اولین مصرع  وقتی این شعر را می سرودم بیست سال از عمرِ بنده تلف شده بود و الان نزدیکِ سی سال و نیز در موردِ مصرع ِ آخر خوشبختانه با تدبیر ریاستِ محترمِ سازمانِ ثبت و به مددِ ثبتِ آنی  نارفیقان در لیالی قادر به تنظیمِ سند نخواهند بود ............!!


 
هیس.... سردفتران فریاد نمی زنند- قسمت دوم
ساعت ٥:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٤/۱۱/۱٤  کلمات کلیدی:

 قال رسول الله صلى الله علیه و آله : باتقواترین مردم، کسى است که در آنچه به نفع یا ضرراوست،حق رابگوید. 

اَتقَى النّاسِ مَن قالَ الحَقَّ فیما لَهُ و َعَلَیهِ؛
نهج البلاغه، خطبه 178
 در ادامه  مساله مطرح شده قبلی که اشاره گردید :

هیات مدیره تا کنون چقدر پیگیر جدی حل مشکلات صنف بوده و چند مکاتبه جهت تشریح و رسیدگی و بهبود وضعیت تقسیم اسناد  با مراجع ذیربط صورت گرفته ؟  روی سخن بنده  با شخص یا فرد خاصی نبوده  و قصد محاکمه شخصی را نداشته  بلکه در  استانه انتخابات  کانون هوشیار باشیم گول شعار های تبلیغاتی افراد فرصت طلب را نخوریم  افرادی که با پلکان کانون، و سعی در کسب پست های مربوطه  دنبال اهداف شخصی بالاتری برای خود هستند .

آری ما سردفتران و دفتر یاران با کاهلی و کم کاری  خود در انتخابات درون  صنفی خود  باعث به وجود آمدن و مدیریت اقلیت فکری خاصی  گشته ایم که هیچ توجهی به نیاز و مطالبه جمعی نکرده  اند  . 

هنوز شعار  یکی از اعضای محترم هیت مدیره آقای .... که بعد از انتخابات دوره قبلی بیان نمودند که  
من 6 ماهه مشکل بیمه را حل میکنم ؟ فراموش نکرده ایم

یا فراموش نکرده ایم قول عضو دیگر هیات مدیره که در تبلیغات و پرسش و پاسخهای قبل از انتخابات  سه سال قبل ، قول قطعی داد که به رفع مشکل بیمه خانمها در ابتدای ورودش در دوره بعد به هیات مدیره اقدام کند . و در جلسه سردفتران غرب تهران با یاد کردن سوگند گفت اگر به بنده رای دهید همان ابتدای ورود این مشکل را حل میکنم . اما متاسفانه هیچ گاه عملی نگردید و تنها تبدیل به مستمسکی شد برای رای آوردن در دوره جدید 

ان 6 ماه و 6 ماههای بعدی به سرعت گذشت  معضل بیمه همکاران به کجا رسید ؟

آیا با اختصاص یک اطاق با   تعداد 4 الی 5 نفر  توانسته ایم  مطالبات بیمه ای 7000 سردفتر و 7000 دفتر یار با خانواده آنها    را در سراسر  کشور حل کنیم؟ایا برخورد کارکنان بخش بیمه با مراجعان دراین سالها قابل توجیه است؟
چرا بحث بیمه سردفتران و واگذاری آن به یک شرکت بیمه گر معتبر  انجام نشده و نمی شود؟ چه منفعتی و از چه منظری در این بیمه ضعیف و ناکارامد و برای چه کسانی نهفته است که باوجود نارضایتی تمام صنف و خانواده هایشان، این وضع نابسامان بیمه ادامه دارد؟  

چرا با این همه مطالبات اکثریتی همکاران در خصوص بیمه با مقاومت اقلیت اعضای محترم هیات مدیره  همراه است . چرا این همه اصرار  ؟
طرح سوال وهر نوع  پرسشگری حق قانونی  هر سردفتر و دفتر یاری  بوده که در دورترین نقطه کشور و در سخت ترین وضعیت کاری با شرافت مشغول به کار میباشد 


اتفاق جدیدی که باعث نگارش این سطور اضافه بر مساله تقسیم اسناد شد مساله اعتراضات تلگرامی به ناکارامدی کمیسیون تقسیم اسناد و وضع  بیمه و عملکرد هیات مدیره  است. مساله ای که با رفتار عجیبی از سوی نزدیکان کانون مواجه شده است( افرادی که بعضی از انها در امتیازاتی سهیم هستند از قبیل امتیاز بخشی بی ملاک دفاتر انحصاری قضایی و ازین منظر مدیون بعضی از افراد هیات مدیره کانون هستند) 
جا دارد یاداوری کنیم که انتقاد و اعتراض باعث تصفیه عملکرد مدیران می شود و سرکوب  هر سوال و انتقاد سازنده با هیاهو و تحریک افراد و حمله به شخص سوال کننده  و ایجاد اختلاف وجو سازی و استفاده از اصل نخ نما شده تفرقه بینداز و حکومت کن هیچگاه به نتیجه نرسیده و نخواهد رسید.
اگر خواستار اصلاح مسایل و تصفیه مشکلات و شفاف سازی در مدیریت مسول صنف داریم باید یاد بگیریم که این که با حمله به شخص پرسشگر با این توجیه که "مشکلات صنف را علنی و آشکار نموده اید و این امر برای صنف ایجاد ضرر میکند" و "هیس وگرنه  سازمان ورود میکند"، هیچ معنا و توجیهی نداشته و این امر فقط اصرار واجباربه  قبول  وضع موجود می باشد 
این روش قدیمی دفاع  که فرصت طلبان و کسبه اهل نفاق و متظاهرو دروغ گو  بدان توسل جسته اند ناشایست است
اشخاصی که سودای  قدرت داشته و توانایی و دانش مدیریت را نداشته و با استفاده از شعار و بابیان وعده های  دروغ و سو استفاده از روحیات پاک تک تک افراد این  صنف  آنها را  وسیله ای برای رسیدن به اهداف خود میکنند ولی در مقام عمل و اجرای وعده و طرح سوال  سکوت راپیشه می کنند .و با دعوت به سکوت، و بیم دادن مکرر از خطر توهمی که ساخته اند تلاش میکنند اززیر بارشفاف سازی واطلاعرسانی عمومی فرار کنند.
با نزدیک شدن به انتخابات کانون لازم است همگی دقت کافی داشته باشیم. مطالبات سردفتران و  دفتر یاران از افرادی که قصد کاندید شدن دارند بسیار مشخص است  . 
وضع تقسیم اسناد که فاجعه است وضع بیمه که فاجعه است وضع بیمه خانواده از طریق زنان سردفتر و دفتریار که فاجعه است وضع تعامل و شفافیت کانون با سردفتران و دفتریاران که فاجعه است وضع عدم شفافیت در عملکرد مالی کانون برای همه که فاجعه است وضع تحمیل روز به روز تکالیف قانونی به دفاتر که فاجعه است وضع توسعه صلاحیتهای وعده داده شده (جز آنها که به کام و انحصار معدودی شد) که فاجعه است وضع رسیدگی به مشکلات اعضای صنف که فاجعه است وضع دیدگاه جامعه به دفترخانه ها که فاجعه است وضع خدمات رفاهی و امکانات صنفی که فاجعه است.
وضع عدم امنیت جانی و روانی دفاتر دربرابر خطرات احتمالی که فاجعه است وضع پشتیبانی از سردفتران و دفتریاران در مواقع اشتباهات احتمالی و گرفتاری به چنگال جاعلان و متخلفان که فاجعه است وضع تعاملات درون کشوری که فاجعه است ظاهرا تنها دغدغه ما سفرهای خارجی پی در پی هیات مدیره است ( انشاله مخارج آن از حرام نباشد واز سهم ده درصد کانون نباشد) .
آیا کانون طی سالهای اخیر جز اینکه در سالهای اخیر پس از  به ثمرنشستن فعالیت سازمان(که حاصل عمل سازمان بوده) بنا به منفعت شخصی،برای شریک شدن در دستاوردهای آن به ثبت آنی چسبیده و آنرا افتخار خود می داند اقدام دیگری داشته است (چالب این
  که در این زمینه هیچ نقشی نداشته و پس از موفقیت امیز بودن این برهه شروع به مانور تبلیغی بر روی دستاورد سازمان کرده اند)
برگردیم به سوال اصلی.
ایا کانون و این اعضای هیات مدیره و این توانایی قادر به حل مشکلات و پیگیری مسایل این صنف هستند؟
اگر خیر که اصرار به ماندن چرا؟
اگر آری چرا پس از نزدیک به ده سال یا بیشتر مدت ماندن این افراد در هیات مدیره، هیچ اقدامی در بهبود وضعیت مشاهده نشده است؟
چرا اعضای منتخب ، پس از چندین دوره  فعالیت و  قول اصلاح وضعیت باز هم سرجای قبلی خود هستند و هیچ اتفاق جدیدی در چندین دوره برای رهایی این صنف از معضلات نیفتاده است؟
تاجاییکه هم اکنون شاهد وضع وخیم تقسیم اسناد و بیمه و مشکلات صنفی و فشارهایی به اعضای دفاتر بدین نحو می باشیم ، چرا توان حل مشکل را نداشته اند  ؟​

در پایان این سوال پیش می آید که چرا مشکلات صنف سالهاست راکد مانده و هیچ تغییری مثبت به سوی بهبود احساس نمی شود و مشکلات برای تبلیغ در انتخابات دوره بعدی به همان شکل  قبلی فریز شده نگه داشته می شوند و تازه چشم همه روشن که برای قطعیت رای آوردن خود به اعضای صنف یاد آوری می کنند که مشکل را تا حد نهایی و لب مرز حل شدن رسانده اند و اگر این دوره انتخاب نشوند ممکن است افراد خطر ناک جدیدی وارد هیات مدیره   شوند که  اصلا مثل ما عالی نیستند و همانند ما پیگیر حل این مشکلات  نیستند و حتی با کمال تاسف از خود مطالبات و خواسته های صنف هم پلکان برای رای آوردن و مادام العمر شدن می سازند ؟ 

ادامه دارد...

  


 
← صفحه بعد