محضردار

آخرین اخبار در حوزه دفاتر اسناد رسمی - سردفتری -دفتریاری

بدون شرح
ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٥/٢/٦  کلمات کلیدی:

 


 
روزگارِ سردفتری
ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٥/٢/٦  کلمات کلیدی:

 ای دریغ از  روزگارانی  که سردفتر شدم

 

مونسِ اندوه و درد و همدمِ خنجر    شدم

 

حکم دادند  دستم  و راهی شدم در روزگار

چون گلی بودم  بهاری، درخزان   پرپر شدم

 

گوش ،عالی در شنود و چشمِ من بینا ولیک

رفت  سالی ، عینکی وسمعکی و کَر شدم

 

قامتم  شمشاد بود و   موی انبوه وسیاه

از کمرخم چون فنر،از کله طاس و گر شدم

 

در حواس و هوش یک بودم میانِ اهلِ حق

تست کردم باز  ، اول ، لیک  از آخر شدم

 

احترامی داشتم در نزدِ فرزند و عیال

هرچه بودم پیش ازآن بعدا بسی کمتر شدم

 

فحش دادندم  همی   ملت  همه از جهل خویش  

نزد وجدانِ  خودم  درمانده  و   ابتر  شدم

 

آمدم با این طمع تا ثروتی بر هم نهم

ورشکست و  لاقبا و بی سر و همسر شدم

 

پیش  خود گفتم  ز ملاکان بخیزد زر ولیک

مس شدم از بهرِ خود ، از بهرِ آنان زر شدم

 

بر ریاست بود افکارم از آن  روزِ نخست

امر بر مرئوس  در حتم  و  یقین   باور شدم

 

چون که رفتم نزدِ خلق و نزدِ اصحاب سند

مثل  چرخی زیرِ ماشین ، مانده  و پنچر شدم

 

در نظر بودم  که  ویراژی دهم با بنز خود

جایِ بنز همسانِ گاری همدمِ استر  شدم

 

گفته بودم سر برافرازم ، ببالم  برجهان 

در فلاکت  در همه اکنافِ عالم سَر شدم

 

گرچه  بودم اهلِ آداب و مقید در هنر

کلِ عضو   از سر به  پایم    شَر شدم

 

در صدف بودم  نهان  و ثبت صیدم کرد زود

تا گشود او  آن صدف را  چون یکی گوهرشدم

 

شرمگین  در  نزدِ خلق از  آنچه آمد بر سرم 

هم خجل در محضرِ   قاضی و هم داور شدم

 

گشته ام القصه  چون یک گاو پیشانی سفید

بس  که سوزان مثل آتش بر سرِ مجمر شدم

 

نزدِ ملت  دولت است  سردفتری اما دریغ

خادمِ هر   دولت  وهمپایه ی   نوکر  شدم 

 

من نمی دانم خطا ازمن چه زد سرتاچنین

در عقوبت مستحق و لایقِ  کیفر شدم

 

درس بسیار ار چه خواندم نزدِ استادِ حقوق

لیک نزد جاعلین هم قلب را ازبر شدم

 

پیشِ ملت اندکی  بر این ادب افزوده شد

نزدِ علمِ فحش کاری  عالم و سرور  شدم

 

رفت  هرچند از کفم هر آنچه بوده کلِ شیء 

لیک  شاعر گر شدم از دولتِ محضر شدم

 

من که دیگر نیستم آن آدمِ روزِ نخست

گر که نیکم بنگری یک آدم دیگر شدم

 

ابوالقاسم الوندی


 
کوچه ملی
ساعت ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٥/٢/٦  کلمات کلیدی:

 هنوز عکسِ فردین به دیوارشه

 هنوز پرسه تو لاله‌زار کارشه

 

 

تو رؤیاش هنوزم بلیط می‌خره

می‌گه این چهارشنبه رُ می‌بره

 

تو جیباش بلیطای بازند‌گی

روی شونه‌هاش کوهِ این زندگی

 

حواسش تو سی‌سالِ پیش گُم شده

دلش زخمی حرفِ مردم شده.

 

سرِ کوچه ملی یه مَرده، یه مرد..

که سی سالِ پیش ساعتش یخ زده،


نمی‌دونه دنیا چه رنگی شده

نمی‌دونه کی رفته، کی اومده

 

سرِ کوچه ملی یه مَرده، یه مرد.

تو یه پالتوی کهنه‌ی عهدِ بوق،


داره عابرا رُ نگاه می‌کنه که رد

 می‌شن از کوچه‌های شلوغ

 

هنوز عکسِ فردین به دیوارشه

خراباتی خوندن هنوز کارشه

 

یه عالم ترانه تو سینه‌ش داره

قدم‌هاشو تو لاله‌زار می‌شماره

 

دلش از تئاترای بسته پُره

چشاش از نگاهای خسته پُره.

 

هنوز فکرِ چهارشنبه‌ی بُردنه

یه عمره که باختاشو رَج می‌زنه..

.

سرِ کوچه ملی یه مَرده، یه مرد

که سی سالِ پیش ساعتش یخ زده،


نمی‌دونه دنیا چه رنگی شده،

نمی‌دونه کی رفته، کی اومده

 

سرِ کوچه ملی یه مَرده،یه مرد

 تو یه پالتوی کهنه‌ی عهدِ بوق،


داره عابرا رُ نگاه می‌کنه

 که رد می‌شن از کوچه‌های شلوغ.

 

یغما گلرویی

 توضیح تصویر: سید حسین - که امروز هفتاد و یک ساله می شود- با عکس فردین به دیوار اتاقش روی یکی از تخت های آسایشگاه سالمندان کهریزک. عکس از ساینا قادری


 
اسامی کاندیدای هئیت مدیره کانون سردفتران و دفتریاران
ساعت ۳:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٥/٢/٤  کلمات کلیدی:

 

 بررسی عملکرد گذشته و اهداف آینده کاندید اهای هیت مدیره :

-----------------------

اسامی سردفتران کاندیدای هئیت مدیره کانون سردفتران و دفتریاران

آقای احسان پیرداده بیرانوند سردفتر 619 تهران

 آقای مرتضی یعقوبی سردفتر 905 تهران

 آقای مجید رفیعی پری سردفتر 780 تهران

 آقای صابر ناظمی پول سردفتر 786 تهران

 آقای محمدرضا دشتی اردکانی سردفتر 287 تهران

 آقای هادی فردائی سردفتر 437 تهران

 آقای حمید آذر پور سردفتر 333 تهران

 آقای محمد عظیمیان سردفتر 648 تهران

 آقای علی خنانی سردفتر 640 تهران

 خانم معصومه مرندی شیروان سردفتر 710 تهران

 آقای سیاوش مددی سردفتر 50 تهران

 آقای عبدالرضا مومنی سردفتر 206 تهران

 آقای ناصر نایبی سردفتر 221 تهران

 آقای احمدعلی قاسمی سردفتر 299 تهران

 آقای اکبر علی نژاد سردفتر 44 اسلامشهر

 آقای سعید خلیل احمدی سردفتر 625 تهران

 آقای علی الشریف سردفتر 311 تهران

 آقای محمدرضا اصلانی سردفتر 667 تهران

 آقای حسین گودرزی سردفتر 323 تهران

 آقای امیرحسین شکری سردفتر 91 تهران

 آقای سعید ولوی سردفتر 157 تهران

 آقای علی حاجی قربانعلی دولابی سردفتر 951 تهران

 آقای سیدمحسن محدث سردفتر 1 شهرری

 خانم معصومه نصری کوپایی سردفتر 863 تهران

 آقای محمدرضا داودیان سردفتر 6 اسلامشهر

 آقای علی جلیلیان سردفتر 601 تهران

 آقای علی وظیفه سردفتر 450 تهران

 آقای حسین هاشمی فر سردفتر 212 تهران

 آقای عباسعلی ثقفی سردفتر 17 شهرری

 آقای امیرهوشنگ ایل بیگی سردفتر 574 تهران

 آقای محمدکاظم فرقانی سردفتر 632 تهران

 آقای فرامرز جمشیدی سردفتر 555 تهران

 آقای سید علی اصغر هاشمی بافقی سردفتر 508 تهران

 آقای نادر تفکریان سردفتر 198 تهران

  آقای محمود علی بخشی سردفتر 58 رباط کریم

 آقای حمیدرضا عسگری زاده سردفتر 393 تهران

 آقای سید حمید مجاب سردفتر 392 تهران

 آقای محمدرضا پاکباز سردفتر 805 تهران

 آقای محمدرضا ایمانی پیرآغاج سردفتر 569 تهران

 ---------------------

 

اسامی دفتریاران کاندیدای هئیت مدیره کانون سردفتران و دفتریاران

 آقای کرمعلی هادی نسب دفتریار 720 تهران

 خانم سما یوسف پور دفتریار 568 تهران

 آقای سعید منشی دفتریار 466 تهران

 آقای علی اکبر اسکندری دفتریار 332 تهران

 آقای سید مصطفی حسینی دفتریار 665 تهران

 آقای سید محمد دری دفتریار 228 تهران

 آقای ایرج محقق منتظری دفتریار 287 تهران

 خانم زهره امام زاده دفتریار 25 شهرری

 آقای کیوان دارائی دفتریار 299 تهران

 آقای محمد جلیلوند دفتریار 339 تهران

 آقای سعید حاجی نجف دفتریار 85 تهران

 خانم میترا ریسمانچی افشار دفتریار 450 تهران

 خانم سمیرا رفیعی نژاد دفتریار 16 تهران

 خانم سیده شایسته موسوی دفتریار 490 تهران

 خانم زویا زرگر بالای جمع دفتریار 1150 تهرام

 خانم سمانه رشیدی مهرآبادی دفتریار 143 تهران

 آقای سید جلال سجادی هزاوه دفتریار 320 تهران

 

 



 
مطالبات اعضا از کاندیداهای انتخابات کانون سردفتران و دفتریاران
ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٥/۱/۱٧  کلمات کلیدی:

رئوس برنامه های برخی از کاندیداهای چهارمین دوره انتخابات کانون سردفتران و دفتریاران استان تهران جهت استفاده در دوره بعدی :  

 البته سنجش و بررسی اجرای برنامه های قبلی  تا کنون به عهده خوانندگان می باشد .

1-   ارتقا و افزایش سطح دانش فنی و آموزش به کلیه همکاران سردفتران، دفتریاران،کارمند ان با توجه به نیاز آنان.

2-  تلاش جهت مناسب تر نمودن وضعیت بیمه خدمات درمانی.

3 : شفاف سازی عملکرد اداری ومالی هیات مدیره در گذشته وآینده ودادن صورتحساب هزینه ای با تفکیک موضوعات.

4 :- استفاده کامل از ظرفیت آموزشی واطلاع رسانی رسانه های صوتی- تصویری وسایتها و روزنامه ها و صداوسیما.

5 :ایجاد برابری وعدالت درحقوق وامتیازات سردفتران زن ازجهت بیمه ومستمری اشخاص تحت سرپرستی با اصلاح قانون.

6- جلوگیری از کاهش صلاحیتهای دفاتر ودر مقابل افزایش صلاحیت واختیارات در جهت خدمت به مردم و کاهش مراجعات به دادگستری.

6: حل معضل تقسیم اسناد در شهر تهران با همکاری و همفکری همکاران با روشهای کوچک سازی شهر ومنطقه بندی بر اساس بخشهای ثبتی.

7: ایجاد نهاد آمار-نظرسنجی- مدیریت اقتصادی- مدیریت روانشناختی وسلامت جسم وروح سردفتران و دفترخانه.

8 : استفاده از ظرفیت اقتصادی کانون وحساب 10%که قدرت بازی بی نظیری دارد وشاید ایجاد موسسه مالی و اعتباری به نام کانون.

9 - پیگیری اصلاح طرح قانون دفاتر اسناد رسمی که در مجلس مطرح است،

-اصلاح هرچه زودتر آئین نامه بیمه و استفاده برابر برای همه همکاران و افراد تحت تکفل آنان.

 اصلاح آئین نامه کانون (آئین نامه ای که در سال 1364 تصویب شده برای اداره کانون در حال کنونی کاربرد ندارد) .

– ایجاد کمیسیون تخصصی: در این کمیسیون افراد بصیر برنامه های آتی را پیش بینی و برای تصویب و اجرا پیشنهاد نمایند. 

ایجاد کمیسیون حقوقی  برای رفع مشکلات و مسائل حقوقی همکاران و وجابگوئی به مسائل حقوقی مطروحه . 

 وجود اداره روابط عمومی قوی و تداوم آن از ضروریات یک سازمان موفق بوده و در عمل به آن باید ارج نهاد .

10 :  تلاش در مسیر توسعه خدمات قابل ارائه توسط دفاتر خدمات قضائی به همه دفاتر اسناد رسمی.

11 : اتخاذ تدابیر قانونی لازم جهت تقسیم عادلانه اسناد بانکی اعم از دولتی و خصوصی از طریق کمسیون تقسیم اسناد به خصوص اینکه عملا اکثر بانکها خصوصی شده و یکی یکی از بحث کمسیون تقسیم اسناد خارج می شوند.

12 :   تقویت جایگاه دفتر معاضدت حقوقی و قضایی کانون در راستای پیگیری پرونده های مطروحه در مراجع اداری، انتظامی و قضایی که همکاران خواه ناخواه در طول خدمت با آن درگیر می شوند. که یکی از راهکارهای عمل آن ارجاع پرونده های قضایی همکاران به مراجع خاص و تخصصی به خصوص دادسرا و دادگاه کارکنان دولت می باشد.

13 : توسعه و ارتقای امور رفاهی و درمانی و ورزشی سردفتران و دفتریاران با استفاده از ظرفیت های کانون از طریق افزایش و پراکندگی جغرافیایی مراکز درمانی و خدماتی و تصریح در پرداخت هزینه های پزشکی به خصوص بیماری های خاص .

14 :  پیگیری و ایجاد راهکارهای قانونی لازم در خصوص بهبود بخشیدن به وضعیت مالیاتی به خصوص مالیات شغلی سردفتران و دفتریاران و اتخاذ تدابیر لازم در راستای حل مشکل پرونده های مطروحه مالیاتی همکاران در ادارات و دادگاههای مالیاتی .

____________________

این وبلاگ آمادگی خود را جهت انتشار  برنامه ها و اهداف  کاندیداهای انتخابات  کانون سردفتران و دفتریاران اعلام میدارد .

 از کلیه همکاران دعوت می گردد نسبت به طرح سوال و پیشنهاد و انتقادات  از اعضای دوره قبل  هیت مدیره و   کاندیداهای جدید جهت رفع مشکلات صنفی اقدام نمایند .

ایمیل :   mahzardar1@gmail.com

 

 


 
روزگار سردفتری
ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٥/۱/۱٧  کلمات کلیدی:


ای دریغ از  روزگارانی  که سردفتر شدم
مونسِ اندوه و درد و همدمِ خنجر    شدم

حکم دادند  دستم  و راهی شدم در روزگار
چون گلی بودم  بهاری، درخزان   پرپر شدم

گوش ،عالی در شنود و چشمِ من بینا ولیک
رفت  سالی ، عینکی وسمعکی و کَر شدم

قامتم  شمشاد بود و   موی انبوه وسیاه
از کمرخم چون فنر،از کله طاس و گر شدم

در حواس و هوش یک بودم میانِ اهلِ حق
تست کردم باز  ، اول ، لیک  از آخر شدم

احترامی داشتم در نزدِ فرزند و عیال
هرچه بودم پیش ازآن بعدا بسی کمتر شدم

فحش دادندم  همی   ملت  همه از جهل خویش   
نزد وجدانِ  خودم  درمانده  و   ابتر  شدم

آمدم با این طمع تا ثروتی بر هم نهم
ورشکست و  لاقبا و بی سر و همسر شدم

پیش  خود گفتم  ز ملاکان بخیزد زر ولیک
مس شدم از بهرِ خود ، از بهرِ آنان زر شدم

بر ریاست بود افکارم از آن  روزِ نخست
امر بر مرئوس  در حتم  و  یقین   باور شدم

چون که رفتم نزدِ خلق و نزدِ اصحاب سند
مثل  چرخی زیرِ ماشین ، مانده  و پنچر شدم

در نظر بودم  که  ویراژی دهم با بنز خود
جایِ بنز همسانِ گاری همدمِ استر  شدم

گفته بودم سر برافرازم ، ببالم  برجهان  
در فلاکت  در همه اکنافِ عالم سَر شدم

گرچه  بودم اهلِ آداب و مقید در هنر
کلِ عضو   از سر به  پایم    شَر شدم

در صدف بودم  نهان  و ثبت صیدم کرد زود
تا گشود او  آن صدف را  چون یکی گوهرشدم

شرمگین  در  نزدِ خلق از  آنچه آمد بر سرم  
هم خجل در محضرِ   قاضی و هم داور شدم

گشته ام القصه  چون یک گاو پیشانی سفید
بس  که سوزان مثل آتش بر سرِ مجمر شدم

نزدِ ملت  دولت است  سردفتری اما دریغ
خادمِ هر   دولت  وهمپایه ی   نوکر  شدم  

من نمی دانم خطا ازمن چه زد سرتاچنین
در عقوبت مستحق و لایقِ  کیفر شدم

درس بسیار ار چه خواندم نزدِ استادِ حقوق
لیک نزد جاعلین هم قلب را ازبر شدم

پیشِ ملت اندکی  بر این ادب افزوده شد 
نزدِ علمِ فحش کاری  عالم و سرور  شدم

رفت  هرچند از کفم هر آنچه بوده کلِ شیء  
لیک  شاعر گر شدم از دولتِ محضر شدم

من که دیگر نیستم آن آدمِ روزِ نخست
گر که نیکم بنگری یک آدم دیگر شدم 

ابوالقاسم الوندی


 
بدون شرح ؟
ساعت ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٤/۱۱/۱٩  کلمات کلیدی:


 
اسطرلاب اسناد بانکی !!
ساعت ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٤/۱۱/۱٩  کلمات کلیدی:

 اسطرلاب اسناد بانکی !!


تلف شد عمر بنده  بیست سالی!!
نبوده  کارِ  محضر  بر  روالی!

بدادم  نامه  و  مکتوبِ  بسیار
برایِ بانکِ  مسکن این  حوالی

ندادند  یک  سند  حتی  به  بنده
که  گردَد  عقده ام  از بیخ  خالی

بیامد  فردی  اینجا   بهرِ  تحقیق 
زِ بانکِ  مسکن  از بهرِ سئوالی

ندادم  چون  که سکه  جوفِ پاکت
زِ   نزدم  رفت بیرون  با ملالی

بگفتم نزدِ  خود ای  مردِ  کاهل
نکن  قاطی  حرامی  با   حلالی

نزد  زان  پس  به  نزدم  پشه ای پر
بمانده  دفترم   از بانک  خالی

بدادند   نارفیقان  عیدی و  پول  
چپاندند  سکه ها  در جیبِ عالی  

نبودم  علم و اسطرلابِ این کار
سیاست تا کنم دستمال  و  شالی

بچرخم  دورِ  شعبه ، باجه، باجه
شوند تا  دلبران   حالی به حالی

بریزد  زان  سپس بارانِ اسناد
همه  ایام  و     حتی در   لیالی!!

ابوالقاسم الوندی 

البته در مورد اولین مصرع  وقتی این شعر را می سرودم بیست سال از عمرِ بنده تلف شده بود و الان نزدیکِ سی سال و نیز در موردِ مصرع ِ آخر خوشبختانه با تدبیر ریاستِ محترمِ سازمانِ ثبت و به مددِ ثبتِ آنی  نارفیقان در لیالی قادر به تنظیمِ سند نخواهند بود ............!!


 
هیس.... سردفتران فریاد نمی زنند- قسمت دوم
ساعت ٥:٠۳ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٤/۱۱/۱٤  کلمات کلیدی:

 قال رسول الله صلى الله علیه و آله : باتقواترین مردم، کسى است که در آنچه به نفع یا ضرراوست،حق رابگوید. 

اَتقَى النّاسِ مَن قالَ الحَقَّ فیما لَهُ و َعَلَیهِ؛
نهج البلاغه، خطبه 178
 در ادامه  مساله مطرح شده قبلی که اشاره گردید :

هیات مدیره تا کنون چقدر پیگیر جدی حل مشکلات صنف بوده و چند مکاتبه جهت تشریح و رسیدگی و بهبود وضعیت تقسیم اسناد  با مراجع ذیربط صورت گرفته ؟  روی سخن بنده  با شخص یا فرد خاصی نبوده  و قصد محاکمه شخصی را نداشته  بلکه در  استانه انتخابات  کانون هوشیار باشیم گول شعار های تبلیغاتی افراد فرصت طلب را نخوریم  افرادی که با پلکان کانون، و سعی در کسب پست های مربوطه  دنبال اهداف شخصی بالاتری برای خود هستند .

آری ما سردفتران و دفتر یاران با کاهلی و کم کاری  خود در انتخابات درون  صنفی خود  باعث به وجود آمدن و مدیریت اقلیت فکری خاصی  گشته ایم که هیچ توجهی به نیاز و مطالبه جمعی نکرده  اند  . 

هنوز شعار  یکی از اعضای محترم هیت مدیره آقای .... که بعد از انتخابات دوره قبلی بیان نمودند که  
من 6 ماهه مشکل بیمه را حل میکنم ؟ فراموش نکرده ایم

یا فراموش نکرده ایم قول عضو دیگر هیات مدیره که در تبلیغات و پرسش و پاسخهای قبل از انتخابات  سه سال قبل ، قول قطعی داد که به رفع مشکل بیمه خانمها در ابتدای ورودش در دوره بعد به هیات مدیره اقدام کند . و در جلسه سردفتران غرب تهران با یاد کردن سوگند گفت اگر به بنده رای دهید همان ابتدای ورود این مشکل را حل میکنم . اما متاسفانه هیچ گاه عملی نگردید و تنها تبدیل به مستمسکی شد برای رای آوردن در دوره جدید 

ان 6 ماه و 6 ماههای بعدی به سرعت گذشت  معضل بیمه همکاران به کجا رسید ؟

آیا با اختصاص یک اطاق با   تعداد 4 الی 5 نفر  توانسته ایم  مطالبات بیمه ای 7000 سردفتر و 7000 دفتر یار با خانواده آنها    را در سراسر  کشور حل کنیم؟ایا برخورد کارکنان بخش بیمه با مراجعان دراین سالها قابل توجیه است؟
چرا بحث بیمه سردفتران و واگذاری آن به یک شرکت بیمه گر معتبر  انجام نشده و نمی شود؟ چه منفعتی و از چه منظری در این بیمه ضعیف و ناکارامد و برای چه کسانی نهفته است که باوجود نارضایتی تمام صنف و خانواده هایشان، این وضع نابسامان بیمه ادامه دارد؟  

چرا با این همه مطالبات اکثریتی همکاران در خصوص بیمه با مقاومت اقلیت اعضای محترم هیات مدیره  همراه است . چرا این همه اصرار  ؟
طرح سوال وهر نوع  پرسشگری حق قانونی  هر سردفتر و دفتر یاری  بوده که در دورترین نقطه کشور و در سخت ترین وضعیت کاری با شرافت مشغول به کار میباشد 


اتفاق جدیدی که باعث نگارش این سطور اضافه بر مساله تقسیم اسناد شد مساله اعتراضات تلگرامی به ناکارامدی کمیسیون تقسیم اسناد و وضع  بیمه و عملکرد هیات مدیره  است. مساله ای که با رفتار عجیبی از سوی نزدیکان کانون مواجه شده است( افرادی که بعضی از انها در امتیازاتی سهیم هستند از قبیل امتیاز بخشی بی ملاک دفاتر انحصاری قضایی و ازین منظر مدیون بعضی از افراد هیات مدیره کانون هستند) 
جا دارد یاداوری کنیم که انتقاد و اعتراض باعث تصفیه عملکرد مدیران می شود و سرکوب  هر سوال و انتقاد سازنده با هیاهو و تحریک افراد و حمله به شخص سوال کننده  و ایجاد اختلاف وجو سازی و استفاده از اصل نخ نما شده تفرقه بینداز و حکومت کن هیچگاه به نتیجه نرسیده و نخواهد رسید.
اگر خواستار اصلاح مسایل و تصفیه مشکلات و شفاف سازی در مدیریت مسول صنف داریم باید یاد بگیریم که این که با حمله به شخص پرسشگر با این توجیه که "مشکلات صنف را علنی و آشکار نموده اید و این امر برای صنف ایجاد ضرر میکند" و "هیس وگرنه  سازمان ورود میکند"، هیچ معنا و توجیهی نداشته و این امر فقط اصرار واجباربه  قبول  وضع موجود می باشد 
این روش قدیمی دفاع  که فرصت طلبان و کسبه اهل نفاق و متظاهرو دروغ گو  بدان توسل جسته اند ناشایست است
اشخاصی که سودای  قدرت داشته و توانایی و دانش مدیریت را نداشته و با استفاده از شعار و بابیان وعده های  دروغ و سو استفاده از روحیات پاک تک تک افراد این  صنف  آنها را  وسیله ای برای رسیدن به اهداف خود میکنند ولی در مقام عمل و اجرای وعده و طرح سوال  سکوت راپیشه می کنند .و با دعوت به سکوت، و بیم دادن مکرر از خطر توهمی که ساخته اند تلاش میکنند اززیر بارشفاف سازی واطلاعرسانی عمومی فرار کنند.
با نزدیک شدن به انتخابات کانون لازم است همگی دقت کافی داشته باشیم. مطالبات سردفتران و  دفتر یاران از افرادی که قصد کاندید شدن دارند بسیار مشخص است  . 
وضع تقسیم اسناد که فاجعه است وضع بیمه که فاجعه است وضع بیمه خانواده از طریق زنان سردفتر و دفتریار که فاجعه است وضع تعامل و شفافیت کانون با سردفتران و دفتریاران که فاجعه است وضع عدم شفافیت در عملکرد مالی کانون برای همه که فاجعه است وضع تحمیل روز به روز تکالیف قانونی به دفاتر که فاجعه است وضع توسعه صلاحیتهای وعده داده شده (جز آنها که به کام و انحصار معدودی شد) که فاجعه است وضع رسیدگی به مشکلات اعضای صنف که فاجعه است وضع دیدگاه جامعه به دفترخانه ها که فاجعه است وضع خدمات رفاهی و امکانات صنفی که فاجعه است.
وضع عدم امنیت جانی و روانی دفاتر دربرابر خطرات احتمالی که فاجعه است وضع پشتیبانی از سردفتران و دفتریاران در مواقع اشتباهات احتمالی و گرفتاری به چنگال جاعلان و متخلفان که فاجعه است وضع تعاملات درون کشوری که فاجعه است ظاهرا تنها دغدغه ما سفرهای خارجی پی در پی هیات مدیره است ( انشاله مخارج آن از حرام نباشد واز سهم ده درصد کانون نباشد) .
آیا کانون طی سالهای اخیر جز اینکه در سالهای اخیر پس از  به ثمرنشستن فعالیت سازمان(که حاصل عمل سازمان بوده) بنا به منفعت شخصی،برای شریک شدن در دستاوردهای آن به ثبت آنی چسبیده و آنرا افتخار خود می داند اقدام دیگری داشته است (چالب این
  که در این زمینه هیچ نقشی نداشته و پس از موفقیت امیز بودن این برهه شروع به مانور تبلیغی بر روی دستاورد سازمان کرده اند)
برگردیم به سوال اصلی.
ایا کانون و این اعضای هیات مدیره و این توانایی قادر به حل مشکلات و پیگیری مسایل این صنف هستند؟
اگر خیر که اصرار به ماندن چرا؟
اگر آری چرا پس از نزدیک به ده سال یا بیشتر مدت ماندن این افراد در هیات مدیره، هیچ اقدامی در بهبود وضعیت مشاهده نشده است؟
چرا اعضای منتخب ، پس از چندین دوره  فعالیت و  قول اصلاح وضعیت باز هم سرجای قبلی خود هستند و هیچ اتفاق جدیدی در چندین دوره برای رهایی این صنف از معضلات نیفتاده است؟
تاجاییکه هم اکنون شاهد وضع وخیم تقسیم اسناد و بیمه و مشکلات صنفی و فشارهایی به اعضای دفاتر بدین نحو می باشیم ، چرا توان حل مشکل را نداشته اند  ؟​

در پایان این سوال پیش می آید که چرا مشکلات صنف سالهاست راکد مانده و هیچ تغییری مثبت به سوی بهبود احساس نمی شود و مشکلات برای تبلیغ در انتخابات دوره بعدی به همان شکل  قبلی فریز شده نگه داشته می شوند و تازه چشم همه روشن که برای قطعیت رای آوردن خود به اعضای صنف یاد آوری می کنند که مشکل را تا حد نهایی و لب مرز حل شدن رسانده اند و اگر این دوره انتخاب نشوند ممکن است افراد خطر ناک جدیدی وارد هیات مدیره   شوند که  اصلا مثل ما عالی نیستند و همانند ما پیگیر حل این مشکلات  نیستند و حتی با کمال تاسف از خود مطالبات و خواسته های صنف هم پلکان برای رای آوردن و مادام العمر شدن می سازند ؟ 

ادامه دارد...

  


 
هیس.... سردفتران فریاد نمی زنند- قسمت اول
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/۱۱/۳  کلمات کلیدی:

 

« فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَیْنِکُمْ وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ»

 

شان و جایگاه ومقام شغل سردفتری در ایران بخصوص درچند سال اخیر برخلاف سایر مشاغل حقوقی آن چنان  تنزل یافته است که مجال بررسی همه جانبه ای را می طلبد . در سالیان نه چندان دورجایگاه کتابت ودفاتر اسناد رسمی از  مقام وجایگاه بالایی همچون فرمانداران و نماینده گان مجلس و ....دراذهان جامعه برخوردار بود ولی هم اکنون در کدامین جایگاه قرار داریم؟
اگرچه قسمتی از این وضعیت نامناسب به نحوه عملکرد برخی  سردفترنما ها  بر میگردد که با همکاری ومیدان دادن به بعضی دلالان خودرو ومشاوران  املاک  وانجام امور ی خارج از شان کتابت جایگاه همه همکاران را زیر سوال برده اند و باعث به وجود آمدن  نابسامانی ونزول جایگاه فعلی  شده است   لیکن کانون سردفتران نیز که متولی اصلی و قانونی نظارت بر عملکرد و زدودن مفاسد و حمایت ازحقوق صنفی این قشر بزرگ می باشد در شرایط موجود و دامن زده شدن به وجهه مخدوش این صنف سهم بزرگی دارد .گاها ودرمواردی با  ترجیح دادن  منافع شخصی بر اعتبار ومنافع جمعی  آنقدر عملکرد ضعیفی داشته  که یکی از دلایل افت  جایگاه و شان فعلی  این صنف دراذهان  عمومی می باشد .
عملکرد غیررضایت بخش کمیسیون  تقسیم اسناد مرکز  (تهران) و اقدامات هیات مدیره کانون در این زمینه مدت زیادی است دغدغه همگانی شده است. بررسی مساله عملکرد این کمیسیون که ظاهرا به طور مرتب جلسه های آن برگزار می شود ولی ناکام و ناموفق است و بدون نتیجه  استمرار حرکت دارد، تقسیم ناعادلانه اسناد بانکهای دولتی و خصوصی در بین دفاتر خاص و وجود رانت و فساد و انحصار در سراسر کشور  که با منفعت خاص و بسیار بزرگ اقلیت خاص رانت و نورچشمی، موجب بدنامی تمامی سردفتران و این صنف شده است مساله ای است که مدتهاست ذهن اعضای شریف این صنف را به خود مشغول کرده و اندیشیدن راهکاری در این زمینه را ضروری کرده است  و البته و صدالبته تخلف و رانت و رابطه اقلیت خاص، اسباب شرمندگی و ناتوانی عام برای دفاع از حقوق حقه شان شده است.
اصل سوال  : کمیسیون تقسیم اسناد تهران که مبدا و سکاندار  مسولیت در این خصوص  است تاکنون چه عملکردی در توزیع عادلانه اسناد در تهران و هدایت این امر برای سایر کمیسیونهای تقسیم اسناد کشور داشته  ، چه عملکردی جز تجمیع آمار (که در سیستم جدید با یک کلیک قابل انجام است) و جلسات هفتگی و ناهار و میوه دورهم دارد؟

انتشار و بزرگ نمایی آمار برای توجیه عملکرد و این همه نارضایتی جمعی؟
آیا توانسته  قدمی در مسیر تقسیم عادلانه اسناد بردارد؟ و به عنوان مدیران (بعضا مادام العمر!!! و دلسوز و باتجربه ی مورد ادعا) راهکارهای موثر ی داشته باشند تا وفق معمول ، نسخه و الگوی  خود را به کانونها و جوامع سایر استانها هم منتقل و تجویز و  آنها را موظف به الگو برداری این  شیوه   نمایندو متقابلا از انها گزارش عملکرد بخواهند و به عبارتی دیگر پرچمدار خوبی جهت ارایه ان الگو  جهت اجرا در سراسر کشور بوده اند ؟
 یا در کار خویش هم مانده و استانهایی بعضا با تلاش و دلسوزیهای فردی اعضای کانونهای خود اقداماتی به انجام رسانده و موفقیتهایی در برخی استانها داشته اند؟

 آیا کانون به نیابت از موکلان در رنج و مشقت خود، چند بار نامه تشریح شرایط و تنگناهای موجود نوشته وبه کدام مراجع و ارکان دقیقا ارایه کرده و درخواست بکدام مرجع قضایی مافوق ارایه  کرده و پیگیری مصرانه از مراجع قانونی برای حمایت از اجرایی شدن تقسیم اسناد با الزام بانکهاداشته (ولو از طریق استدلال و بر اساس قوانین مصرح سلامت اداری) و  اگر اقدامی شده چرا مستندا منتشر نمی شود؟

در جستجوی پاسخ،متاسفانه با پاسخهای تکراری و توجیه دلیل  هایی همیشگی برمی خوریم که در آستانه انتخابات هر دوره تکرار می شود 

این پاسخهای تکراری که با محتوای :
ضعف بند قانونی موجود،  ما همین مقدار فعالیت که کرده ایم فارغ از وظیفه قانونی بوده و   بیشتر از تکلیف آنها بوده  و خلاء قانونی داریم و قانون موجود باید بهترشود.  
وعده های قریب الوقوع و تکراری که هردوره انتخابات گفته میشودکه  مذاکرات کافی در همین چند روز گذشته با هیات دولت کردیم و خبر از آیین نامه ی برای حل این مشکل می دهند که، به زودی تصویب و ابلاغ می شود اما تا انتخابات بعدی و تکرار این خبر هیچ خبری نمیشود.

درحالیکه تصمیمات کانون مرکز تاثیر گذار در  سرنوشت تک تک اعضای صنف در سراسر کشوربوده  واعضای کانون بایستی حافظ و امین منافع این صنف بزرگ در سراسر کشور  باشند و چنانچه عملکردی  غیر از این مشاهده گردد   این نشانه کوتاهی و غفلت سردفتران و دفتر یاران دربحث انتخابات کانون می باشد

 

ادامه دارد....


 
بیمه سردفتری
ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/۱٠/۱٩  کلمات کلیدی:


اگر گشتی تو ناخوش  یا که بیمار

رَوَد از جیب و دخلت پولِ بسیار

تهی  گر هست دستت از زر و سیم

بزن آن نسخه را بر طاقِ دیوار

حَکیمَت را بگو تا جایِ دارو

مرض ها را کُنَد با وِرد، تیمار

نزن حرفی ز عینک یا که سمعک

شدی گر کور و کر از شغل و از کار

اگر دندان شکست و گشت فاسد

شود اوضاع و احوالت بسی زار

سر وکارت اگر افتد به  جراح

نشاید تا کنی این بیمه معیار

بخر دارو ، بده ویزیت اول

بدو پس بعد آن دنبال دینار

نمی دانم چه رسم است و طلسم است

که خلقی بیمه شد بی رنج و آزار

نشد تبعیض و ظلمی بین افراد

اجیر و خانه دار و فردِ بازار

ولی در گِل بماند این زورَقِ ما

بشد در بحرِ نادانان  گرفتار

شدم حیران چه گردد درصد و سهم

که می گیری زما ای  گاوِ پروار

خودت دانی ندارم کفشِ آهن

مکرر نزدت آیم بهرِ اصرار

نویسم یا که هر دَم نامه یا خط

کنم عجز و بگویم قصه هربار

به هم زد حالِ من این خُلق و خُویَت

سیه رو  هستی و در دیده ام تار

ابوالقاسم الوندی


 
دفتر چه بیمه
ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/۱٠/۱٩  کلمات کلیدی:


 
تقسیم اسناد 2
ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩٤/۱٠/۱٩  کلمات کلیدی:
باسمه تعالی 
ریاست محترم سازمان ثبت اسناد و املاک کشور
مدیر توانمند و اصلاحگر جناب آقای دکتر تویسرکانی(دامت توفیقاته)
سلام علیکم؛
احتراما، نظر به ضرورت سلامت اداری ،برابری فرصتها و امکانات و رفع نابرابریها و لزوم فراهم شدن بستر فعالیت امور حاکمیتی محول شده به دفاتر اسنادرسمی در فضایی به دور از هیاهوی رقابت منفی در کسب اسناد و درآمد بیشتر ،بازاریابی ها و تبلیغات شنیع و دور از شوون شغلی و  احتراز از رقابت فاسد و رابطه محور که حاکمیت عدالت، امانت و دقت را فرو می کاهد و به طور غیرقابل انکار بر اعتبار و جایگاه سندرسمی ،سازمان محترم ثبت و قوه قضائیه خدشه وارد می آورد و نظر به وجود شرایط تلخ و غیرقابل باوری که در این زمینه از انحصارگری و رانتخواری برتعدادی از دفاتر اسناد رسمی حاکم گردیده است و عرصه را بر دفاتری که فارغ از روابط  با مدیران بانکها و مدیریت مناطق و شعب بانکی هستند مضیق نموده است و نگاهی بر اسناد تنظیمی بانکی دفاتر سراسر کشور حاکی از شرایط غیرقابل توجیه و تاسف بار حاکم بر این فضاست و سرشار از مواردی قبیح و غیرقابل عنوان فیمابین بسیاری از دفاتر و شعب بانکها در روند ارسال و اعزام اسناد انبوه و بعضا با درآمد کلان به دفاتر خاص است و توالی فاسد متعددی را متوجه  اعتبار سند رسمی و فضای سلامت اداری ، خدشه به  جایگاه سازمان متبوع و قوه قضائیه نموده است و با توجه به شناختی که از رویکرد اصلاح مدار شما در روند امور ثبتی و قضایی و حسن نظر جنابعالی در توسعه ی عدالت و سلامت اداری و اقتصادی داریم از این رو بدینوسیله درخواست جمعی از سردفتران و دفتریاران سراسر کشور را مبنی بر تسریع و جریان یابی توزیع عادلانه اسناد و فعال سازی نظارت این سامانه بر توزیع صحیح اسناد تنظیمی در دفاتر اسناد رسمی سراسر کشوربا استفاده از امکانات سامانه ی ثبت آنی که حقا گام موثری در تغییر فضای حاکم بر ثبت اسناد و باقیات صالحاتی از ثمره ی تلاش شایان تقدیر شما و تیم مدیریتی همراهتان در این عرصه و ماندگار و یادگار بر صفحه ی تاریخ ثبت سند رسمی کشور بوده است ،  تقدیمتان می نماییم.
بدیهی است ناتوانی کمیسیون های تقسیم اسناد و کانون ها و جوامع سردفتران و دفتریاران در سراسر کشور در مدیریت این موضوع مستمرا در حال تنش زایی و آسیب افزایی در این حوزه فیمابین دفاتر اسناد رسمی، بانکها و مردم و نهایتا ضرر و خدشه پذیر شدن عرصه ی متقن سند رسمی می باشد. لایه های تبعیض فاحش و ایجاد اختلاف طبقاتی بلاوجه بین دفاتر اسناد رسمی، بر اساس میزان روابط بعضا زننده و فاسد و تعاملات ناروا با مدیران بانکها و بعضا مراجع عامله ی توزیع  اسناد، که خود بر دیدگاه افکارعمومی نسبت به عملکرد دفاتر اسناد رسمی،و تبعا سازمان ثبت  اثر گذارده و موجب ترویج ظن و گمانهای سوء در این عرصه گردیده است و از سوی دیگر مقدمات برهم خوردن نظم عمومی حاکم بر دفاتر اسناد رسمی و حاکمیت رانت و رابطه و تمامت خواهی را فراهم نموده و نیز بیم لطمه به سلامت اداری و رقابت صحیح در خدمت که از تاکیدات سند چشم انداز، قانون برنامه ی پنجم توسعه و قوانین و مقرراتی که مستند ایجاد سامانه ی ثبت آنی نیز بوده است می رود ،خواهشمند است دستور فرمایید اولا ضمن بررسی دقیق و علمی، تدبیری در خصوص برداشته شدن گامی عدالت محورانه و تضمین گر سلامت اداری دفاتر و رخت بربستن حاکمیت نگاه صرفا اقتصادی به این حوزه اندیشیده شود. ثانیا به تخلفات رخ داده ی آن قسم از ارکانی که در این خصوص مسولیت داشته و دارند رسیدگی و علت و یا علل چنین نابسامانی در این صنف کشف و مرتفع گردد.
در پایان با توجه به وعده های معهوده ی کانون سردفتران و معاونت محترم فناوری اطلاعات قوه قضاییه مبنی بر توزیع دفاتر خدمات قضایی بین دفاتر اسناد رسمی که گامی در راستای توزیع خدمات مربوطه با تاکید بر تخصص افراد ذیصلاح حاضر در این حرفه بود و ضمن گستردگی و سهولت دسترسی مردم به خدمات قضائی مربوطه و تکریم ارباب رجوع بدون تحمیل هرگونه بار مالی و اداری جدید، گامی در راستای افزایش صلاحیت دفاتر و تحقق عدالت در برخوداری از درآمد حاصله به شمار می آمد ،اما در مقام عمل منحصر به دفاتر خاص و معدود گردید از آن مرجع صالح عادل خواهشمندیم این مساله را نیز پیش از پایان دوره ی تصدی مدیریت پرفروغ خود بر سازمان ثبت اسناد کشور که  آنرا از نهادی پیر و خسته به جوانی پویا و به روز تبدیل نموده اید در دستور اقدام قرار داده و در این عرصه نیز باقیات صالحات دیگری در راستای توزیع عادلانه فرصتها در دوران مدیریت خود بیافزایید. انشالله.
با سپاس و احترام.
جمعی از سردفتران و دفتریاران دفاتر اسناد رسمی کشور.


 
اوج بی‌اخلاقی و بی‌تقوایی سیاسی
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٤/۱٠/۱۳  کلمات کلیدی:

 


آخرین نکته این است که وقتی ۳۷ سال پیش انقلاب شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خیلی از افراد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ معتقد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که مد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ل نظام اسلامی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر جمهوری اسلامی به‌پا می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌؛‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌موکراسی‌های غربی و یا نظام‌های شرقی نیست این نظام سیاسی پر از اخلاق و کرامت انسانی است.

توهینی که هفته نامه «یالثارات»  (حسین(ع) را حذف کرد‌‌‌‌م) به معاون امور زنان و خانواد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اشته اوج بی‌اخلاقی و بی‌تقوایی سیاسی است که ما شاهد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آن هستیم.

 وقتی جریاناتی وابسته به قد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رت و حکومت این گونه به خود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شان اجازه می‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که به د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یگران توهین کنند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و به یک مسئولی که بر اساس تصاویر منتشر شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه از او، یکی از کامل‌ترین حجاب‌ها را د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر سخنرانی‌ها و رفتارهای ایشان، یکی از محجوب‌ترین و پاک‌ترین وشایسته‌ترین و اخلاقی‌ترین رفتارهای ممکن را می‌بینیم، الفاظ ناشایست نسبت د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌، چیزی جز سقوط اخلاق د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر میان جریان تند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رو را نمی‌توان د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ریافت کرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.  وقتی جریانات وابسته به قد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رت به خود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شان اجازه می‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که به فرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی این گونه توهین کنند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آن هم فرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی که رفتار‌هایش د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر طول این د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌و سال برگرفته از اسلام ناب بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه است، این نشان د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه غایت بی‌اخلاقی و بی‌تقوایی سیاسی از یک سو و از سوی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یگر نشان از ضعف د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ستگاه‌های نظارتی بر مطبوعات است که جریانات وابسته به حکومت و باند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های قد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رت هیچ نگرانی و ترسی از آنان  ند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.  بند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه به عنوان یک استاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌انشگاه وقتی نامه سرگشاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه و یاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اشت می‌نویسم بار‌ها بالا و پایین می‌کنم تا مباد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ا قوه قضاییه مکد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر شود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ یا اعلام جرم کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ولی من یقین د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارم بسیاری از رسانه‌های جریان تند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رو اعم از رسانه‌های فضای مجازی، هفته نامه و روزنامه تنها مسئله‌ای که د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر نگارش‌شان وجود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌غد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌غه است، آن قد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر احساس قد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رت می‌کنند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که عملا هر چه که  بخواهند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌نویسند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و به هر کسی توهین می‌کنند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه صاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ق زیباکلام به اند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ازه وزن نویسند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه یالثارات مطلب به صورت مصاحبه، سخنرانی و یاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اشت د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارم اما یک توهین و اساعه اد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ب پید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ا نمی‌کنید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ حتی به افراد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی که به من د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شنام د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه‌اند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ البته بخشی از آن به این د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌لیل است که حتی اگر قوه قضاییه به من تضمین د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ه بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که می‌توانستم به هر فرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی به هرروشی صحبت کنم باز هم به خود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌م اجازه نمی‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌م که به فرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی مانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خانم مولاورد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی توهین کنم. بخش د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یگر به د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌لیل د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌غد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌غه‌ای است که از قوه قضاییه د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارم،  آیا واقعا مطبوعات وابسته به حکومت مانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ سایر رسانه‌ها، د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌غد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌غه‌هایی مانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ توقیف و یا اعلام جرم د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و یا اینکه آن‌ها به راحتی هر اتهامی را به د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یگران نسبت می‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌؟ این مسئله چه چیزی را نشان می‌د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. بی‌قانونی تنها این نیست که چراغ قرمزی را رد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ کنیم و یا رشوه‌ای پرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اخت شود‌‌‌‌.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ وقتی نشریه‌ای وابسته به قد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رت با عبور از حیطه قانون، ‌ توهین می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ چطور می‌توان از مرد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌م توقع د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اشت که به قانون احترام بگذارند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. گویا صاحبان قد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رت تنها مسئله‌ای که برایشان اهمیتی ند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ارد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ رعایت قانون و چارچوب‌های قانونی است.  آخرین نکته این است که وقتی ۳۷ سال پیش انقلاب شد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ خیلی از افراد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ معتقد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ که مد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ل نظام اسلامی د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر جمهوری اسلامی به‌پا می‌شود‌‌‌‌‌‌‌‌؛‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ مانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌موکراسی‌های غربی و یا نظام‌های شرقی نیست این نظام سیاسی پر از اخلاق و کرامت انسانی است.  نظام‌های غربی و شرقی ماکیاولی هستند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌. هد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ف برای آن‌ها وسیله را توجیه می‌کند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بنابراین رجال غربی و سیاسیون آن‌ها اخلاق را مانند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ آب خورد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ن زیر پا می‌گذارند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌لم می‌خواهد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ از این افراد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ بپرسم که بینی و بین ا... ما ماکیاولی‌تر رفتار می‌کنیم یا نهاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های وابسته به قد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رت د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر کشورهای غربی؟ آیا ما به انسان‌ها راحت‌تر توهین می‌کنیم یا مطبوعات غربی؟ فکر نمی‌کنم کار د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شواری نباشد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ اگر بخواهیم میزان اخلاق سیاسی و رسانه‌ای را میان رسانه‌های وابسته به قد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رت د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر ایران و کشورهای غربی بسنجیم. و چقد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوار است اگر بفهمیم که نتیجه آن‌همه تلاش، آن‌همه شهید‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و آن‌همه رشاد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ت د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر صد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌را انقلاب برای برپایی اخلاق د‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ر جامعه، به اند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ک شکستی برای جریان تند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌رو، ‌ بر باد‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌رود‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌.

 

یادداشتی از دکتر زیباکلام درباره توهین به مولاوردی


منبع: قانون

 
← صفحه بعد